داستان کوتاه

موشی درخانه تله موش دید، به مرغ وگوسفندو گاو خبردادهمه گفتند: تله موش مشکل توست بما ربطی ندارد.

ماری درتله افتاد و زن خانه راگزید، ازمرغ برایش سوپ درست کردند، گوسفندرابر ای عیادت کنندگان سربریدند؛گاورابر ای مراسم ترحیم کشتند و تمام این مدت موش درسوراخ دیوار مینگریست ومیگریست ...

/ 5 نظر / 27 بازدید
مهتاب

عالی بود حرف نداشت اگه با عکس باشه بهتره مرسی ممنون[نیشخند]

مهتاب

عالی بود حرف نداشت اگه با عکس باشه بهتره و زیادتر باشه مرسی ممنون[نیشخند][چشمک]

آلا

khili jaleb va amozande bod.

جالب بود

zahra

از ماست که بر ماست... خود کرده را تدبیر نیست.............