گیله مرد میگفت :
جواب آزمایش الهی مون ، درست در نمیاد ؛
اگر عمری از حرام و لقمه اش ناشتا نباشیم ...
جملات زیبا گیله مرد

گیله مرد میگفت :
جواب آزمایش الهی مون ، درست در نمیاد ؛
اگر عمری از حرام و لقمه اش ناشتا نباشیم ...
جملات زیبا گیله مرد

گیله مرد میگفت : قبل از تولد و برای بدنیا اومدن ؛ خودمون رو در دریایی از آب قرار میدیم
بعد از تولد و برای زندگی، در اقیانوسی از هوا
و با مردن ، در میان خروارها خاک ...
امیدوارم این چرخه رو با آتش تکمیل نکنیم.
خدایا پناه بر تو از این دنیای پر از هوا
خدایا در این سفر پر بلا ، آب و باد و خاک را تحمل کرده ام ؛ از آتش به تو پناه می برم .
خدایا من یک مسافرم ...
ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار
جملات زیبا گیله مرد

گیله مرد میگفت : شنیدن جمله " تو بهترین دوست منی " لذت بخش نیست ؛
اگر که از طرف یک خرس بیان بشه ...
دوستی های از نوع خاله خرسه ؛ دوستی های خطرناکی هستند ...
منبع یکـ گیله مرد

زندگی چیست ؟
زندگی مسابقه و امتحانیه که با تقلب در اون ؛
فقط بازنده میشیم .
منبع یکـ گیله مرد

از گیله مرد پرسیدم : بهترین چیزی که میشه از دنیا برداشت چیه ؟
کمی فکر کرد و گفت : دست ؛
با تعجب گفتم : چی ؟ دست ؟
گفت بله ، اگر از دنیا دست برداریم کار بزرگی انجام دادیم که کوچکترین پاداشش رضوان خداونده
و ادامه داد که : حب الدنیا راس کل خطیئه
منبع یکـ گیله مرد

وقتی موضوع رو فهمیدم خیلی تعجب کردم ...
به گیله مرد گفتم : آخه فلانی چرا !
سری به تاسف تکون داد و گفت : دوست من چرا تعجب میکنی ؟! شیطان به دنبال آدم کج و کوله که سرتاپاش گناه و تقصیره که راه نمیوفته ! اتفاقاً دنبال آدمهای راست و درسته !
وقتی مغرورت کرد که آدم خیلی مومنی هستی و بهتر از تو دیگه وجود نداره ،
وقتی چند تا تعریف از اینور و اونور شنیدی و خودتو باد کردی ،
وقتی فقط عیب دیگران رو دیدی و از خودت غافل شدی ،
وقتی دو تا التماس دعا شنیدی و فکر کردی خبریه ،
در واقع خودت خبر نداری که سر سفره ی شیطان نشستی و سرنوشتی مثل برصیصای عابد و بلعم باعورا رو داری برای خودت مینویسی ...
به گیله مرد گفتم : راست گفتی ؛ دزد به آدمی میزنه که ثروت هنگفتی داره و چه ثروتی بالاتر از ایمان ...
===============
خدایا عاقبتمون رو ختم به خیر کن
و آنی و کمتر از آنی ما رو به خودمون واگذار مکن ...
الهی آمین و برحمتک یا ارحم الراحمین
منبع یکـ گیله مرد

با خودم زمزمه کردم :خانه ی دوست کجاست ؟
گیله مرد به قلبم اشاره کرد و گفت : با تمام وجود سعی کن ؛ باید که اینجا باشه .
نگاهم از انگشت اشاره اش بر زمین سر خورد و فقط مبهوت موندم .
منبع یکـ گیله مرد

گیله مرد میگفت : از آهن محکمتر و از شیر سفیدتر که نداریم ؛
ولی همین که هوا را میزبان شوند ، زنگ میزنند و فاسد می شوند،
بله ... خاصیت هواست که فاسد میکند .
قلبی که با هوا ترکیب نمی شود از طلاست ،
قیمتش ؟!
فقط خدا .
منبع یکـ گیله مرد

گیله مرد میگفت :
تکبر شیطان رو از درگاه خداوند روند؛
و طمع انسان را،
و حسد فرزند آدم را ...
چه معامله و رفتاری با ما خواهد شد ؛
اگر در این دنیا : متکبر ، طمعکار ، حسود ، دروغگو ، ریاکار ، دنیادوست و ... باشیم .
---------
خدایا پناه بر تو ...
این روزها و شبها فرصت مناسبی ست ، اگر بخواهیم ] به اختیارخود [ از گذشته برگردیم .
منبع یکـ گیله مرد

این باغ میوه بیشمار دارد ، تو فقط دستی دراز کن ...
گیله مرد میگفت : دل دادن به گوش دادنه ؛ نمیشه خود رو دلداده کسی دونست، ولی گوش به حرفهاش نداد ، ( البته گوش دادنی که عمل در پی داشته باشه )
روی تکه ای کاغذ عکس یک قلب رو کشید.
پرسید : میتونی بگی این چیه ؟
با تعجب گفتم : این شکل یک قلب و علامت عشقه !
کاغذ رو از وسط تا زد و گفت : عشق از دو گوش تشکیل شده ؛
میدونی یعنی چی ؟ نمیشه ادعای خداپرستی و عشق به خدا داشت ولی یک گوش ات به خدا باشه و گوش دیگرت به غیر خدا ...
کاغذ رو به دستم داد و رفت ...
منبع یکـ گیله مرد

به گیله مرد میگم : عجیبه ها ، گاهی نیم ساعت دیرتر از خواب بیدار میشی ، ولی یک ساعت و نیم دیرتر میرسی سر کارت ...
گیله مرد لبخندی زد و گفت : دوست من ، همیشه بین جرم و مجازات تناسب وجود داره ، ولی گاهی نه اون تناسبی که ما توی ذهن داریم ...
گاهی یک لحظه اشتباه میکنیم، ولی یک روز، یک ماه ، یک سال و یا حتی یک عمر چوبش رو میخوریم .
منبع یکـ گیله مرد

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند . یا ... رسد آدمی به جایی که بجز خودش نبیند .
گاهی بر سر دوراهی های زندگی می مانیم که کدام را انتخاب کنیم :
خود را یا خدا را ؟
خدایا میدانم به من اختیار انتخاب داده ای؛
ولی کمک کن از خودم بگذرم تا بتوانم به تو برسم.
خدایا من در خودم مانده ام ...
ماندنی که سرانجامش به تباهی میرسد ...
منبع یکـ گیله مرد

دیشب در حال تایپ بودم که برچسب حرف میم از روی کیبورد کنده شد و چسبید به انگشتم .
الان هم دقیقن همین اتفاق افتاد.
با تعجب به دکمه های کیبورد نگاه کردم . یعنی از حرف میم زیاد استفاده کرده بودم ؟
یک لحظه از خودخواهی هام حالم بد شد.
خودم . خونم . کلیدم . ماشینم . زنم . بچم . شغلم . پولم . آینده ام .
تا کی مال من و مال من و تا کی همش من ، من ، من ...
یک روز بالاخره این برچسب از صفحه کلید زندگی کنده میشه و یک برچسب دیگه روش زده میشه . برچسبی که میم هست ولی اون میم سابق و میم من نیست ...
خداوندا مرا از من رها کن ،
اسیر غفلتم ، هشیارِ خود کن ...
جملات زیبا گیله مرد

زلال و بخشنده که باشی و صاف و بی کرانه
هیچ سیم خاردار و دیواری، توانِ تسخیرت را نخواهد داشت.
دلت دریایی باد ...
آدینه تان پرنشاط و دلتان پر امید ...
منبع یکـ گیله مرد

گیله مرد گفت : آدمی از مخلوط بهترین و بدترین گل آفریده شده ...
رو بهش کردم و گفتم : اما در تعجبم هم از نازنین ترین و هم از بدجنس ترین آدمهای روی زمین؛
انگار در اولی از بدترین گلها و در دومی از بهترین گلها استفاده نشده !
حرفم رو که شنید ، فقط سر به زیر انداخت .
یکـ گیله مرد

چه تقابل عجیبی ست ...
به دنیا می آییم ولی به آخرت می رویم ؛
آری برای رسیدن به آخرت باید از دنیا گذشت ...
یکـ گیله مرد

جلوی آینه یک لحظه به خودش خیره شد ...
ذهن آدمیزاد توانایی عجیبی داره
گاهی یک فیلم چند صد ساعته رو توی کسری از ثانیه مرور میکنه
نمیدونم به چی داشت فکر میکرد و کجا سیرو سیاحت میکرد.
بازیگوشیم گل کرد و رو کردم به گیله مرد و گفتم : اینجوری نگاش نکن ، یه روزی آدم بود ...
متغیر شد و اشک تو چشاش حلقه زد ...
گفتم : گیله مرد بیخیال ! شوخی هم سرت نمیشه ؟!

خودمونیم ، آدم باید تو شوخی هاش هم دقت کنه !
گوشه ی کتابی که از گیله مرد امانت گرفته بودم دستخطی نوشته شده بود که :
بر آنکه با سرمایه اش فقط زمین می خرد؛
روزی خواهد آمد که با خود بگوید :
برای چنین روزهای مبادایی،
کاش قطعه ای آسمان می خریدم ...
جملات زیبا گیله مرد

آن مهاجر از زمین به آسمان؛
قطعه ای زمین فقط خریده،
با طلای ناب ، اسم آن زمان ...
الامان و الامان و الامان ...
خوبِ من؛
در پایانه ی شلوغ دنیا، بی تو خسته و سرگردانم
در این ناکجاآباد ، بدنبال بلیطی می گردم که من را به تو برساند ...
قیمتش را محبت تو درج کرده اند
نمیدانم این قلب سیاه را قابل میدانند یا نه !
خوبِ من
اشکهایم کوچکند و سیاهی هایم بزرگ
آه که در این گستره چه ناتوانم
خوبِ من
دستی برآر و قلبم را از غیر خودت بتکان؛
میدانم ، دستان مهربانت سیاه نمیشوند ،
اما قلبی را درخشان خواهی کرد
قلبی که آن را خرج رسیدن به تو خواهم کرد
وه که عطرِ دستانِ معطرت چقدر نزدیکند ،
انگار همیشه اینجا بوده اند ...
جملات زیبا گیله مرد

گیله مرد می گفت :
آدم ها وقتی از هم دور می شوند؛
تفسیر و علتش اینه که ؛ خیلی وقته از خدا دور شدن !
هر چند اگه ازشون بپرسی ممکنه این واقعیت رو تکذیب کنند و هزار بهانه بیارن ، ولی تو باور نکن ...
امیدوارم دلت با و برای مردم بتپه و برای رضای محبوب ...
با الهام از یک نوشته

گیله مرد میگفت : حسِ خوشایندِ " داشتن یک دوست خوب " بیش از چیزیه که بشه توصیفش کرد؛
این حس خوب رو برات آرزومندم ...
وبلاگ جملات زیبا گیله مرد

گیله مرد میگفت : از دشمن پنهان باید ترسید ...
نصیحت برای زبانِ نهان در دهان:
مکن راز پنهان من را و مردم ، عیان ...
امان از زبان و زبان و زبان
امان و امان و امان و امان
وبلاگ جملات زیبا گیله مرد

گیله مرد میگفت : قیمتت رو " نیت و عملت " مشخص میکنه؛
کربنی که بتونه سیاه کنه و بسوزونه، ذغال،
و کربنی که نور رو بتابونه و بدرخشه، الماسه ؛
بله قیمت گذاری آدمها بر روی خودشون و به دست خودشونه ...
جالب بود برام ، تابحال به اینصورت به موضوع نگاه نکرده بودم.
یکـ گیله مرد

اگر در این دنیا خودت را در جاده ی زندگی گم کنی،
در آن دنیا در می یابی ، که بر صراط مستقیم زندگی نکرده ای؛
در شلوغی های زندگی خودت را پیدا کن ...
مگذار این غبار تو را به دست غیر بسپارد
دستی ببر و " خودِ غبار گرفته ات " را از زمین بردار
دستی بر آن بکش و غبارش را بتکان
با گذشت اینهمه سال ،
باز درخشندگی اش متعجبت می کند.
خویش را پیدا کن ...
قبل از آنکه دیر شود
خیلی نمی خواهد دور بروی،
جایی همین نزدیکی ها را بگرد ...
یکـ گیله مرد

وقتی متن پایین رو نوشتم، به دلم نشست ، امیدوارم شمام خوشتون بیاد ...
روزگارم این است :
دلخوشم با غزلی
تکه نانی ، آبی
جمله ی کوتاهی
یا به شعر نابی
و اگر باز بپرسی گویم :
دلخوشم با نفسی
حبه قندی ، چائی
صحبت اهل دلی
فارغ از همهمه ی دنیایی ...
********************************
گیله مردی میگفت : دلخوشی ها کم نیست ، دیده ها نا بیناست ...
شعر زیبا گیله مرد

گیله مرد میگفت : پیاده در شطرنج وقتی مسیر رو طی میکنه و با موفقیت به آخر میرسه ، وزیر میشه ...
کاش آدمهای پیاده، وقتی یک مسیر رو طی میکنن و با موفقیت به آخرش میرسن تغییر نکنن و باز هم همون آدم باقی بمونند ...
آخر یک مسیر شدی یک : دکتر ، یک مهندس ، یک تاجر ، یک بازیگر ، یک متخصص ، یک موفق، یک سرشناس ، ... خب حالا یک لحظه درنگ کن ؛ اگر هنوز آدم موندی و سرشار از انسانیت ، پس به خودت افتخار کن و به یاد داشته باش :
دنیا پر از موفقهایی هستش که اومدن و رفتن - خواهند آمد و خواهند رفت - که من و تو توشون گمیم ،
ولی دنیا پر از آدمهایی نیست که آدم اومده باشند و آدم هم رفته باشند.
مبهوت به یک نقطه خیره میشم و به یاد آدمهایی می افتم که با یک موفقیت مالی یا علمی یا ارتقای شغلی، از این رو به اون رو میشن ، انگار هزار ساله که نمی شناسنت و چنان سرد ، جواب سلامت رو میدن که از سلامت پشیمون میشی. ادمهایی که بجای سلام باید بهشون گفت والسلام
جملات زیبا گیله مرد

با دلخوری و افسوس به گیله مرد میگم : خیلی کلافه ام ، دارم گیج می شم!
گیله مرد با همون قیافه ی آروم با تعجب میپرسه : چطور مگه ؟!
با بی حوصلگی میگم : نمی دونم ، تو بهم بگو ؛ این یه قانونه ؟
این یه قانونه که کمترین محبتها رو از کسانی می بینیم که بیشترین محبتها رو بهشون کردیم
و بیشترین محبتها رو از کسانی می بینیم که کمترین محبت و توجه را بهشون داشتیم !
گیله مرد پس از لحظه ای تامل میگه : هر عملی ، عکس العملی داره ، حالا سوال اینه که کسی هست که همین نظر رو درباره تو داشته باشه ؟!
با تعجب میگم مثلن کی ؟ حداقل در مورد من محاله چنین موردی وجود داشته باشه !
انگشت اشاره اش رو بهم نشون میده و به بالا اشاره میکنه !
کمی تامل میکنم ، تابحال اینطوری به موضوع نگاه نکرده بودم ... دفاعی ندارم از خودم کنم ...
جملات زیبا گیله مرد

کتابی رو از کتابخونه ی گیله مرد بر میدارم . کتاب رو که باز می کنم صفحه اول جمله ی دستنویسش نظرم رو جلب میکنه که نوشته بود :
دنیا بازی گل و پوچش را با ما آغاز کرده است ...
دنیا دستانش را باز کرده و پوچهایش را نشانمان داده است و عاقبت انسانهایی که پوچی و پستی را انتخاب نموده اند و همینطور گلهایش را و عاقبت انتخاب کنندگان آن را .
کاش در این بازی ساده ، سخت بازنده نشویم ...
آری دنیا، بازی گل و پوچش را - با دستهای بازش - با ما آغاز کرده است ...
او با دستهای بازش با تو بازی می کند ، تو با چشمهای بازت انتخاب و خیلی ساده، بازی را به سود خود تمام کن؛
انتخاب با توست ...
جملات زیبا گیله مرد

گیله مرد میگفت : مهم نیست که چقدر از راه رو ، با چه سرعتی و با چه کسانی رفتیم و چقدر در طول مسیر خوش گذشته ... ، اگر دیدی راه به مقصد ختم نمیشه و داشتی بیراهه رو بجای راه طی میکردی ... برگرد ...
خیلی ساده ؛
که در ادامه بیراهه رسیدن نیست ...
وبلاگ جملات زیبا گیله مرد

یکبار از گیله مرد شنیدم که گفت :
اگر اینقدر که به فکر آرایش صورتها بودیم در فکر پیرایش سیرتها بودیم وضعمان این نبود ...
با الهام از یک متن / جملات زیبا گیله مرد

به گیله مرد میگم نظرت در مورد گیلان چیه ؟
با لبخند میگه : گیلان خانوم مادریه که بچه هاش رو نگه نمیداره !
و من متعجب به یاد بسیاری از بچه های فامیل میوفتم وقتی که دیدارمون سال به سال در عید نوروزه !
دوری و دوستی و اشتغال و اسکان ...
در دلم میگم : ننه گیلانه با همه ی این نا مهربونی ها ، بازم یه دونه ای !
گیله مرد گفت: گل گفتی !
دهنم از تعجب باز موند !
جملات زیبا گیله مرد

گیله مرد میگفت :
زندگی ات، با گریه ی تولدت شروع شد ...
سعی کن ؛ سر آخر با خنده ی وداع تو، و گریه وداع اطرافیان
به پایان که نه، به شروع زیبای دیگری متصل گردد ...
و اگر چنین زیستی ، یک روزِ سال که نه ، بلکه هر روزش برایت عید بوده است و مبارک ...
جملات زیبا گیله مرد

گیله مرد گفت : امان در ایمان مستتر است .
برای لحظاتی ؛ حرفش من رو به فکر فرو برد .
جالب بود برام ...
وبلاگ جملات زیبا گیله مرد

گیله مرد گفت : خدا قبول کند.
به دستانش نگاه کرد،
درختی کاشته بود ...
جملات زیبا گیله مرد

به اتفاق گیله مرد به یک مهمونی دعوت شده بودم . همینطور که به جمع مهمونها نگاه می کردم از گیله مرد پرسیدم . راستی یک سوال ؟ چطور میشه بین اینهمه آدم تو جامعه دوست و دشمن رو شناخت ؟
کمی تامل کرد و با لبخندی گفت گفت : جوابش خیلی ساده ست ! راه داره ! میخوای بدترین دشمنت و بهترین دوستت رو در این جمع بهت معرفی کنم ؟
بهت زده بهش گفتم : مگه چنین چیزی ممکنه ؟
گیله مرد گفت بله یک روش پیچیده ولی آسون داره ، تو قلبت نیت کن و چشمات رو ببند . بعد با انگشت به یکی از جهات اشاره کن . من که از این روش جواب گرفتم .
با ناراحتی گفتم : داری منو سرکار میذاری ؟
با لبخند گفت : البته که نه !
گفتم : مشکلی نداره ، پس الان امتحان می کنیم . چشمهام رو بستم و نیت کردم بزرگترین دشمنم رو در اون مهمونی بشناسم و نا خوداگاه با انگشت اشاره به روبرو و سمت راست اشاره کردم . وقتی چشمهام رو باز کردم از دیدنش جا خوردم ... !
گیله مرد گفت : در قضاوت عجله نکن ! بگذار انگشتات رو ببینم . یکی از انگشتات نفر رو برویی رو نشون میده و یکی از انگشتهات رای متنع داده و سه تاشون هم دارن خودت رو نشون میدن .
خب با اکثریت آرا تصویب شد ، خودت ... بله ، خودت کسی هستی که بزرگترین ضربه ها رو ازش خوردی !
و نکته دیگه اینه که : خودت هم میتونی بهترین دوست خودت باشی ! بستگی به خودت داره ...
و من هنوز مات و مبهووت به انگشتهام نیگاه میکردم ... انگشتهایی که داشتند من رو نشون میدادند ...
جملات زیبا گیله مرد

دشمن دانا بلندت می کند ، بر زمینت میزند نادان دوست
گیله مرد میگفت : نداشتن بعضی دوستان از داشتن شان بهتر است ...
امیدوارم چنین دوست نما هایی را زودتر از آنکه دیر شود از خود برانی ...
گیله مرد نگاهی به کتابهای کتابخونه ام کرد و پرسید : همه ی این کتابها مال توئه ؟
با خوشحالی گفتم : بله البته، خیلی هاشون رو از نمایشگاه های کتاب خریدم.
کتابی رو از قفسه بیرون آورد و گفت : این کتاب رو خوندی ؟
گفتم : هنوز نه .
به کتاب دیگری اشاره کرد و گفت : این یکی رو چطور ؟
نگاهی به کتاب کردم و گفتم : این یکی رو هم هنوز نه
بدون اینکه چیزی بگه کتابی رو از طبقه پایین نشون داد .
گفتم: این رو هم نه !
گیله مرد با تعجب پرسید : اصلن امسال چندتا کتاب غیر درسی خوندی ؟
با ناراحتی گفتم: فقط یک کتاب
پرسید : کی خریده بودیش ؟
گفتم : امانتی بود و از دوستی قرض گرفته بودم .
گیله مرد گفت : بنظرم باید یه تغییراتی تو زندگیت بدی و بدونی که برای اینکه در زندگی حرفی برای گفتن داشته باشی باید اهل کتاب و مطالعه باشی. این انسانها هستند که جامعه رو می سازند و امروزه خیلی از کشورهایی که حرفی برای گفتن دارند مردمی دارند که اهل مطالعه و کتابند.
به یاد داشته باش که کتاب دستت رو میگیره و تو رو بالاتر میبره ...
جملات زیبا گیله مرد

به گیله مرد میگم : بنظرت بهترین دوست آدم کیه ؟
کمی تامل میکنه و میگه: زبونش .
میگم : و بدترین دشمنش ؟
با لبخندی میگه : باز هم زبونش.
بستگی داره چجوری ازش استفاده کنی ...
===========
ای زبان هم گنج بیپایان توی
ای زبان هم رنج بیدرمان توی
مولوی
از حرفی که زده بود و کاری که کرده بود شدیداً عصبانی شده بودم. و با عصبانیت به سمت خونشون حرکت کردم.
توی راه گیله مرد رو دیدم. باز هم همون قیافه آروم و لبخند همیشگیش.
با دیدنش از شتاب راه رفتنم کم کردم. وقتی قیافه ی برافروخته ام رو دید، با تعجب علتش رو پرسید.
ماجرا رو براش توضیح دادم درحالی که از عصبانیتم چیزی کم نشده بود. در پایان گفتم، باید برم جوابش رو بدم و حقش رو کف دستش بزارم.
گیله مرد گفت: کمی صبر کن باهات حرف دارم.
با تندی گفتم : الان نه ، بعدن ، بعدن و خواستم حرکت کنم.
با حرکتی سریع دستم رو گرفت تا مانع رفتنم بشه. با سرعت و قدرتِ تمام خواستم دستم رو از دستش بکشم بیرون.
نتونستم حتی از جام تکون بخورم و تلاشم بیفایده بود. منی که تو محل به پرزوری معروف بودم هیچوقت چنین زور و قدرتی رو از گیله مرد انتظار نداشتم.
با تعجب نگاهی بهش کردم، به اون سن و سال و جثه چنین قدرتی عجیب بود. انگار دست گیله مرد مثل دستی سنگی بود که خلاصی از اون ممکن بودند.
گفت یه سوال : گفتم چی ؟ گفت تو به باغ وحش یا سیرک رفتی ؟ گفتم به باغ وحش نه ، ولی یک بار وقتی خیلی کوچیک بودم به یک سیرک رفتم ولی از تلویزیون خیلی سیرک تماشا کردم .
گفت : چه چیز بیشتر باعث معروفیت یک سیرک میشه ؟ گفتم مطمئن نیستم ولی شاید اون قسمتی که رام کننده شیرها با شیرهاش وارد میشه، از همه هیجان انگیز تر باشه. خصوصن وقتی بفهمی دندونهای شیر واقعیه .
با لبخندی گفت : آفرین . ولی اگه رام کننده نتونه شیرها رو رام و مطیع خودش کنه اونوقت چی میشه ؟
با بی حوصلگی گفتم : چه میدونم ، لابد شیرها میخورنش دیگه. حالا اینها چه ربطی به من داره؟
گیله مرد گفت : خب ارتباطش اینه که الان شیر این رام کننده رو خورده ! و به من اشاره کرد. و ادامه داد که عصبانیت تو در نقش همون شیری هستش که نمیتونی کنترلش کنی و همین موضوع میتونه بدترین آسیب رو اول از همه به خودت بزنه . نزار بخوردت ...
به فکر فرو رفتم و بعد از ثانیه ای گفتم : قبول دارم که عصبانیتم یا بقول تو آقا شیره از کنترلم خارج شده ولی الان حالم بهتره و آروم شدم . ولی حالا که عصبانی نیستم ممکنه دستم رو ول کنی، باور کن مچ دستم خورد شد.
گیله مرد که یادش رفته بود هنوز دستم رو محکم گرفته از خجالت قرمز شد و دستم رو آزاد کرد.
با هم به راه افتادیم.
جملات زیبا گیله مرد

به گیله مرد میگم : یه چیزی بگم بهم نمی خندی ؟
با تعجب میگه : نه . موضوع چیه؟
مِن مِن کنان میگم : راستش من از مرگ و مردن خیلی میترسم !
کمی مکث میکنه و میگه : دنبال علتش هم گشتی که چرا میترسی؟
میگم : خب علت نمی خواد ... مردن همیشه ترس داشته دیگه !
گیله مرد میگه : موردهای زیادی رو میشه مثال زد که انسانها از مردن نترسیدن و جونشون رو هم برای هدفشون نثار کردند.
میگم : بله قبول دارم و حرفم رو پس میگیرم ... گاهی هدف اونقدر متعالی هست که می ارزه جونت رو هم براش بدی . اما ترس من از چیه ؟
گیله مرد میگه : جوابش خیلی ساده ست . یک عالمه کار عقب مونده داری . کلی کار هست که از دستت بر می اومد و انجام ندادی ! یه عالمه عذرخواهی و جبران مونده که به گردنته ! خلاصه اش کنم ؛ حسابت رو با خودت ، با مردم و با خدا صاف نکردی . و همه ی اینها به این معنیه که آماده سفر نیستی ... و این یعنی هشدار. به نظرت جوابم قانع کننده بود ؟
بدون هیچ حرفی پا میشم و راه میوفتم ...
جملات زیبا گیله مرد

یکی از خوانندگان پیامی با این مضمون در قسمت نظرات ارسال کرده بود :
" میتونم با شخصیت گیله مرد آشنا بشم؟
من به کمک گیله مرد احتیاج دارم اگه بشه البته "
همین متن رو برای گیله مرد ایمیل کردم جوابی که برام فرستاد این بود :
سلام برادر / خواهر عزیز .
شما بیشتر از کمک من و قبل از هر چیزی، به کمک خودتون احتیاج دارید.
تا زمانی که حقیقتا به خودتون کمک نکنید کمک هیچ کسی کارساز نیست و نمیتونه موثر باشه .
بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی
و یادتون نره که گاهی کلید حل مشکل در فکر شماست.
با تقدیم احترام
برادر کوچکتون گیله مرد
جملات زیبا گیله مرد

تو ایوون خونه ی گیله مرد ، چیز عجیبی تو آینه نظرم رو جلب کرد. بالا گوشه ی سمت چپ . یک نوار چسب مشکی که حالت اریب داشت.
برای یک لحظه خشکم زد ، وای ... این شبیه همون روبان مشکی یی بود روی عکس آدم متوفی میزارن.
گیله مرد دستی رو شونم گذاشت گذاشت و با لبخند گفت: این یه یاداوری کوچیکه تا هر روز که خودم رو تو آینه میبینم بفهمم اینجا یه مسافرم و علاوه بر همسایه، مرگ واسه خود من هم هست . گاهی بدیهی ترین چیزها رو از یاد میبریم و فراموش میکنیم .
و من هنوز در شوک دیدن خودم در قابی بودم که یک روبان مشکی داشت.
جملات زیبا گیله مرد

به گیله مرد میگم یه سوال :
میگه : حتمن میخوای بپرسی نظرت در مورد این جمله چیه !
میگم : دقیقن و آفرین. از روی تلفن همراهم براش میخونم :
[ میتوان پروانه بود و کنار هر گلی نشست،
اما بهتره " مثل تو " مهربون بود و به هر دلی نشست. ]
نگاهی بهم میکنه و میگه : نظرم رو بگم ناراحت نمیشی؟
میگم : نه ... واسه چی ناراحت بشم، دوست دارم نظرت رو بدونم.
صداش رو صاف میکنه و میگه :
مهربان باشی جفایت می کنند ...
موندم چی بهش بگم.
جملات زیبا گیله مرد

به گیله مرد میگم نظرت در مورد این جمله چیه :
" در سقوط هم می توان باشکوه، سهمگین و پرصلابت بود؛
این را آبشار می گفت ... "
نگاهی بهم میکنه و میگه : استثنا قانون نمیشه .
صعود و میل به اوج گرفتنه که شکوه و صلابت بهمراه داره وگرنه در سقوط صلابت داشتن بی معناست .
با ناراحتی به گیله مرد میگم : جمله ی قشنگی بود ولی با این حرفت خرابش کردی ...
لبخندی میزنه و میگه: ببخشید ، فقط نظر شخصیم رو گفتم.
برداشتی آزاد از وبلاگ مرجان سرخ

از گیله مرد می پرسم : دو رویی یعنی چی ؟
جواب میده : دو رویی یعنی اینکه خدا به تو یک قلب ، یک سیرت و یک صورت داده باشه ، ولی تو علاوه بر اون چند تا صورت مختلف دیگه هم داشته باشی ... .
منبع : برداشتی آزاد از وبلاگ هفتمین ستاره

دستها نه ... برای یکبار هم که شده سیرت واقعی ات را نشان بده ، صورتکها را به کناری بگذار
به گیله مرد میگم میخوام متحول بشم و بشم یه آدم دیگه ، میخوام ... .
گیله مرد سرش رو از کتاب بالا میاره و میگه : من از استادم شنیدم که گفت: " این شدنیه " ، ولی اگه میخوای به جایی برسی و اون کسی بشی که می خوای، باید از خونه خودت شروع کنی .
با تعجب میگم خونه خودم ؟
میگه: بله، خونه ی خودت . اگر دل پدر و مادرت رو شکستی باید بری جبران کنی و حلالیت بگیری. اگه که دل برادر و خواهرت ازت شکسته برو عذر خواهی کن و به هر نحو شده جبران مافات کن و دلشون رو بدست بیار . اگر همسر و بچه هات از تو ناراضی هستن باید اصلاح و جبران کنی .
آره جای دوری نمی خواد بری.
و وقتی این اتفاق افتاد، اولین نشونه هاش برات ظاهر میشه .
فقط یه سوال ، میتونی حریف غرورت بشی ؟
اگه میخوای خودت رو از نو بسازی ، باید شهامت و قدرت این رو داشته باشی که " خودت رو بشکنی" ، اولین مشکل بت درون ماست ...
جملات زیبا گیله مرد

در کیسه ی زندگی چه داریم ؟
اکنون، اکنون، اکنون ...
جملات زیبا گیله مرد

زنگ میزنم به " گیله مرد" و باهاش برای یک پیاده روی کوتاه توی شهر قرار میزارم. بعد از اتمام کار روزانه یک گشت کوچیک اونم با یک دوست خوب میچسبه.
تو مسیر که با هم داریم راه میریم گیله مرد به یک پارچه نوشته اشاره میکنه و میخونه : این حسین کیست که عالم همه دیوانه ی اوست...
کمی مکث میکنه و ادامه میده که : اینهمه پرده نوشته زدند که این حسین کیست.... ولی تابحال رفتیم درباره همین جمله تحقیق کنیم و حقیقتِ شان ایشون رو بشناسیم ؟
تو همین حرفها بودیم که به یک کتاب فروشی رسیدیم. وارد کتابفروشی شدیم و گیله مرد با صاحب کتابفروشی به گرمی سلام و احوال پرسی کرد.
مثل کسی که بدنبال گمشده ای باشه نگاهی تو قفسه ها کرد و از یکی از قفسه ها کتابی رو بیرون آورد و به من نشون داد و گفت تابحال خوندیش ؟
کتابی بود با نام : " امام علی صدای عدالت انسانی "
گفتم نه متاسفانه .
گیله مرد گفت این کتاب نوشته ی جرج جرداق هستش، یک مسیحی ، کسی که پنج جلد کتاب در مورد امام من و تو نوشته و میشه گفت که یک شاهکاره .
من و تو ادعای شیعه بودن داریم ولی ... .
جملات زیبا گیله مرد

داشتم مطلبی در مورد امام حسین علیه السلام ارسال میکردم، قبل از اینکه دکمه ی ارسال رو بزنم ، گیله مرد گفت : ممکنه متنت رو ببینم.
گفتم : بله البته. نگاهی به متن کرد و پس از خوندن گفت : اجازه هست ؟ گفتم خواهش میکنم بفرمایید .
دست برد روی صفحه کلید کامپیوتر وگفت بگذار ثوابی برده باشم و (ع) رو به " علیه السلام " اصلاح کرد.
و گفت " سین " و به کناری رفت . با تعجب گفتم چی ؟
گفت : منظورم سلام بود ، پس چرا جواب ندادی ؟
به منظورش پی بردم.
ادامه داد که " در سلام و ابراز ادب به محبوب نباید کم گذاشت . "
و من موندم که چی جواب بدم ...
به گیله مرد میگم: به نیمه عمر رسیدم.
با تعجب میگه: مگه از مدت عمرت خبر داری که تقسیم بر دو کردی و میگه نیمه عمر ...
و ادامه داد : دوست من ، ایشالا خدا بهت عمر طولانی بده ، ولی کسی از فرداش مطمئنه که زنده ست یا نه ؟!
اجل خبر نمیکنه ... چه بسیار آدمهایی که صبح بیدار شدیم و در کمال تعجب گفتند که : رفت ...
جملات زیبا گیله مرد

گیله مرد میگفت : گاهی در زندگی فصلهایی وجود دارند که سرد هستند و ناخوشایند ...
پر از نا امیدی ، اندوه و غم ... و البته بی حوصلگی ...
فصلهایی که تموم ناشدنی نشون میدن ... فصلهایی که فکر می کنیم موندگارند
و همین فکر ، غم و غصه اش رو بیشتر میکنه ،
دوره هایی که دوست نداری حتی راجع بهش با کسی حرف بزنی ...
این روزهای ابری برای همه هست و فکر نکن که تو این دنیا فقط برای خودت پیش اومده و بس ...
زمانه به اندازه کافی سخت گرفته پس تو دیگه زیاد بخودت سخت نگیر
خبر خوش اینکه ، خوشبختانه این فصلهای نا امیدی میگذرن ... غمت نباشه ... کمی صبر لازمه و زمان ، و البته خدا ...

اعصابم از دست یکی بهم ریخته بود ...
گیله مرد میگه : به بعضی ها ، هر کاری هم که کرده باشند ، نباید گفت: " آدم بی معرفتی هستی ..."
با تعجب و ناراحتی میگم چرا ؟
با لبخندی میگه : چون بی معرفت ها که آدم نیستند ...
و هر دو میخندیم ...
کوچیک که بودم ...
شاید باورتون نشه ولی دنیا یه جور دیگه بود ...
قسم میخورم که راست میگم ...
خیلی چیزها الان هست که اون موقع نبود، از طرفی خیلی چیزها هم اون موقع بود که الان نیست ... ترجیح میدم الانی ها رو نداشتم و اون موقعی ها رو داشتم ...
کوچیک که بودم ...
آره ... دنیا یه جور دیگه بود ...
وبلاگ جملات زیبا گیله مرد
گیله مرد می گفت :
همیشه پیروزی ها به کامیابی منجر نمی شوند،
چه بسیار شکستهایی که اندک زمانی ناراحتی ، اما مدتها
کامیابی بزرگتر و شادی و شعف وصف ناپذیر به دنبال داشته اند ...
لطفن صبور باشید ...
گاهی زندگی سر به سر شما می گذارد لطفن جنبه شوخی اش را داشته باشید ... گاهی هدیه زندگی در چمدانی است که بیرون در گذاشته ، نه در دستهای آشکارش.
==========
" من در برخی از امتحاناتم مردود شدم اما دوستم تمام درسهایش را با موفقیت گذراند.
اکنون او یک مهندس در شرکت مایکروسافت است
و من فقط مالک مایکروسافت هستم ...
بیل گیتس موسس مایکروسافت"
وبلاگ جملات زیبا گیله مرد

به شوخی به گیله مرد میگم : راستی ندیدم سیگار بکشی ؟ نکنه از بابات میترسی ؟
با لبخندی گفت : نه ولی این ربطی به ترس نداره !
گفتم : پس حتمن از مضراتش ترسیدی و دنبالش نرفتی؟ درسته !
گفت نه ! خیلی ها مضراتش رو هم میدونند و سیگاری میشن و سالها سیگاری هم میمونن !
گفتم پس چی شد سیگاری نشدی ؟!
به شوخی گفت : بابام هرگز سیگار نکشید ، با خودم گفتم اگه خوب بود، خودش اولین نفری بود که سیگار میکشید پس بیخیال سیگار شدم ...
بعد با حالتی جدی گفت : محاله پدر سیگاری باشه و بچه سیگاری نشه !
به فکر فرو رفتم و به یاد بچه هایی افتادم که به شوخی بهشون سیگار میدن تا واسه پدربزرگ یا بابا روشن کنه و وقتی بچه بینوا به سرفه میوفته غش غش بهش میخندند ...
افسوس از آتشی که بدست خودمون روشن میکنیم تا خودمون رو بسوزونیم ...
با افتخار به گیله مرد گفتم : دوره آخرالزمان شده !
گیله مرد گفت : در اینکه وارد دوره آخرالزمان شدیم، شکی نیست. اما مقصودت از این حرف چی بود ؟
- گفتم : از نشونه هاش یکی اینکه " الان بیشتر آشناهام غریبه هایی هستند که تنها اسمشون رو می دونم ...! "
گفت : شاید همین احساس رو آشناهات هم نسبت به تو داشته باشند . تو چه قدمهایی برداشتی تا این اتفاق نیوفته ؟
- از خجالت چیزی نگفتم ...
با الهام از نوشته ای از وبلاگ مرجان سرخ

به گیله مرد گفتم : کاش انسان بزرگی بودم.
با تعجب پرسید چرا ؟
با افسوس گفتم : چون انسانهای بزرگ کارهای بزرگ و مفیدی انجام دادند و ماندگار شدند.
با لبخند گفت: انجام کارهای بزرگ پیش نیازی جز خودسازی روحی ندارد . این درست است که مردان بزرگ خالق کارهای بزرگ بوده اند، اما اگر کمی به قبل تر برگردیم می بینیم که مردان و زنان معمولی زیادی با انجام کارهای بزرگ به انسانهای بزرگ تبدیل شده اند.
وبلاگ جملات زیبا گیله مرد

به گیله مرد گفتم : سلام، یلداتون هم پیشاپیش مبارک .
سرش رو از کتاب بلند کرد و با لبخند گفت : سلام ، برای شما هم مبارک باشه . ولی میدونی یلدا یعنی چی ؟
گفتم البته : یلدا یعنی طولانی شب سال و شبی هست که دور هم جمع میشیم و با هم حرف میزنیم و خوراکی هم میخوریم .
گیله مرد گفت : فقط همین ؟
گفتم: بله ، مگر غیر از اینه ؟
پرسید: حالا چرا باید شب یلدا این اتفاقها بیوفته ؟
گفتم : البته اینم حرفیه ، چون تو هر شب دیگری هم میتونست باشه . ولی نظر تو چیه ؟
گیله مرد با لبخند گفت : بله ، همونجوری که گفتی یلدا یعنی تاریکی و ظلمت طول کشیده و ما منتظر طلوع خورشید هستیم ، اما " یلدا " رمزیه که ایرانیان باهوش از قدیم الایام برای ما به یادگار گذاشتن.
با خنده و تعجب گفتم رمز ؟ قضیه جالب شد.
گیله مرد گفت: بله مناسبتهای ما مثل ادبیات کهنمون در خودشون رمز و رازهایی دارند که تا وقتی این مناسبتها هست این رمز و رازها هم در طول زمان جریان پیدا می کنند.
حالا یلدا رو مرور کن : وقتی تاریکی طولانی همه جا رو فرا میگیره و خورشید اومدنش به تاخیر میافته ایرانیان دور هم جمع میشند ، بیدار می موندند و هرکس در کمال مهربانی چیزی رو که داشت بین همه بدون تکلف ایثار میکرد . و این یعنی چی ؟
با خوشحالی گفتم: اتحاد، بیداری و همدلی . چیزی که در سالهای 57 یا در زمان جنگ ملموس تر می دیدیم .
گفت: بله و با این سه میشه هر یلدایی رو پشت سر گذاشت .

آدمی که به " درد " نخوره ، به " هیچ دردی " نمی خوره
گیله مرد همیشه میگفت : مردی و دردی
همیشه به این جمله اش میخندیدم؛
حالا میفهمم ...
مرد را دردی اگر باشد خوش است
درد بی دردی علاجش آتش است ...
وبلاگ جملات زیبا گیله مرد
مهمترین تفاوت ایرانی ها و غربی ها در زمینه جملات زیبا، اینه که تمام جملاتی که از اونها خوندم - حتی جملات کم اهمیت - مشخص بود نویسنده اش کی بوده و گاهی منبعش هم ذکر میشده .
جالبه که اینجا یک جمله زیبا رو یک دوست برات میفرسته و برای ذکر منبع اون رو تو گوگل جستجو میکنی، هزار سایت و وبلاگ میبینی که اونو نقل کردن و البته تو هیچکدوم گفته نشده این جمله از کیه !
البته اگه نگفته باشند از کوروش یا شریعتیه !

جملات زیبا گیله مرد
آرامش چیست؟؟؟
نگاه به گذشته و شکر خدا
نگاه به اینده و اعتماد به خدا
نگاه به اطراف و جستجوی خدا
نگاه به درون و دیدن خدا
لحظه هایت سر شار از بوی خدا ...

موقع خداحافظی که می شد
می گفت:
الهی از عمرت پشیمون نشی...
...........
آیت الله بهجت را می گویم.
بجای " تاج گل بزرگی " که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه کن!
- شکسپیر
این جمله زبان حال خیلی از آدمهای این زمونه ست ...

ای آنکه از تبار پاکانی،
به وطنت ایران افتخار میکنی ، و این درست است ...
اما آیا آنگونه خواهی بود و خواهی زیست که کشورت نیز به وجودت افتخار کند ...
تاکنون در این راه چه کرده ای ؟
ای آنکه از تبار پاکانی ...

وبلاگ جملات زیبا گیله مرد
آدم در طول زمان تغییر میکنه و گاهی این تغییر اونقدر کند اتفاق میوفته آدم متوجه اون تغییر نمیشه ...
هر روز خودت رو جلوی آینه میبینی ولی بعد از سالها متوجه گذر عمر و بالا رفتن سن ات میشی ....
در مورد اخلاق هم همینطوره ... گاهی به اینکه آدم خوب و خوش اخلاقی هستیم می بالیم و از اینکه دیگران هم اینو میگن خوشحال میشیم ...
اما شاید گاهی پیش اومده که دیگه کسی اون حرفها رو نمیزنه ... شاید متعجب بشیم که چرا ؟
دلیلش شاید عوض شدن اخلاق و منش ما باشه ...
گاهی فقط فکر میکنیم خوبیم ... فقط همین
ولی داستان چیز دیگریست ...
بله در طول مسیر ما عوض شدیم ... و دیگه اون خوب سابق نیستیم ...
به همین سادگی ...
گاهی باید ترمز دستی رو کشید و پیاده شد ... یک استراحت کوتاه کرد ... نگاهی به نقشه کرد و دید آیا از مسیر منحرف شدیم یانه ... و سپس مسیر رو اصلاح کرد ...
======================
یک ماشین مسابقه هرچقدر هم تند برونه اگه در مسیر اشتباه قرار بگیره هرچقدر هم تند بره به مقصد که نمیرسه هیچ ... بلکه دورتر هم میشه ...
======================
منبع : وبلاگ جملات زیبا گیله مرد
موضوع : باباها چرا همیشه خستن ؟!
شنیدن کی بود ماندن دیدن ، گاهی یک عکس کاری که توی دوساعت حرف زدن نمیشه بیان کرد رو توی یک ثانیه انجام میده . دوست من پدر بودن یعنی این
تا پدر یا مادر نشیم ، نمی تونیم بفهمیم پدریا مادر بودن یعنی چی ...
فرشته ی سیبیلوی من روزت مبارک

بسیاری از مردان بزرگ برای عظمت خود مدیون مشکلات بزرگی هستند که در زندگی با آن روبرو بوده اند.
(اسپرژن)
============== وبلاگ جملات زیبا گیله مرد =============