جملات زیبا گیله مرد

دلنشین ترین جملات زیبا و کوتاه روزانه - دنیای پیامک و جملات زیبا - گیله مرد

جملات زیبا درباره هنر
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱٢:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٥ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

هر کودکی یک هنرمند است ،

مساله مهم  "هنرمند ماندن"  است ...

پابلو پیکاسو

منبع : پندفا

مرجان سرخ


 
 
نکته های کوچک زندگی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢۳ تیر ۱۳٩۱
 

از دوران خوب کودکی با گیله مرد گفتم و از بزرگ شدن و دنیای بزرگسالی نالیدم.

گیله مرد آهی کشید و گفت :  بزرگ شدنی که به بزرگ شدن منجر شده باشه بد نیست .

الان که به حرفش فکر میکنم می بینم راست میگفت ... بله قصه ی پرغصه ما از جایی شروع میشه که فقط سن مون بالاتر رفته باشه ولی ما یکجایی همون پایین مونده باشیم ...

 

منبع یکـ گیله مرد

جملات زیبا گیله مرد


 
 
جملات زیبا کودکی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٦ تیر ۱۳٩۱
 

سلام مادر بزرگ

کاش زنده بودی و میدیدی ...

که بالاخره بزرگترین آرزوی دوران کودکی ام برآورده شده است ...

بدترین آرزویی را میگویم که یک کودک میتواند آرزو کند :

" بزرگ شدن ... "

منبع یکـ گیله مرد


 
 
جملات زیبا کودکی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠
 

امروز ناخوداگاه یاد جملات جالب کودکی هام افتادم .

کشتم شپش شپش کش شش پا را .

چایی داغه ، دایی چاقه !

سه شیشه شیر ، سه سیر سرشیر.

امشب شب سه شمبه س ، فردا شبم سه شمبه س ، این سه 3 شب اون سه 3 شب هر سه 3 شب سه شمبه س.

سپر جلو ماشین عقبی خورد به سپر عقب ماشین جلویی.

 شش سیخ جیگر سیخی شش زار

سربازی سر بازی سرسره بازی سر سرباز سرسره بازی را شکست.

آن مان نماران، دو دو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی

دختره این‌جا نشسته گریه می‌کنه زاری می‌کنه از برای من یکی رو بزن!!

دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده!...سواد داری؟!!! نچ نچ نچ ، بی سوادی ؟!

 ده، بیست، سه پونزده، هزار و شصت و شونزده هر کی میگه شونزده نیست هیفده هیجده نوزده بیست ...

  * ماشین مشتی ممدلی نه بوق داره نه صندلی ، صندلی هاش فنر داره، نشستنش خطر داره

  * دم دم دم آقای مقدم یک چایی خوردم پولش رو ندادم

 * پسرا شیرن مثل شمشیرن ...

یادش بخیر ...

امیدوارم جملات کودکی ها رو از یاد نبریم ...

جملات زیبا گیله مرد


 
 
جملات زیبا سالهای کودکی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢ دی ۱۳٩٠
 

گاهی دلت از سن و سالت می گیرد

میخواهی کودک باشی

کودکی به هر بهانه ای به آغوش غمخواری پناه می برد

و آسوده اشک می ریزد

بزرگ که باشی

باید بغض های زیادی را بی صدا دفن کنی ...

نویسنده : ؟؟

با اندکی تغییر متن ارسالی

جملات زیبا گیله مرد


 
 
عاشقانه های کودکانه
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠
 

شادی؛

تاجی که من در کودکی

همواره بر سر داشتم ...

جملات زیبا گیله مردمنبع : وبلاگ جملات زیبا گیله مرد


 
 
عاشقانه های کودکانه
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ فروردین ۱۳٩٠
 

 

ما را از کودکی به جدایی ها عادت داده اند، همان جایی که روی تخته سیاهمان نوشتند: خوب ها / بدها

 


 
 
جملات زیبا پرنیان کوچولو
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢۸ فروردین ۱۳٩٠
 

پرنیان کوچولو یک قلپ نوشابه گازدارمیخوره ، میگه مامان چرا نوشابه رو من آب دهن میریزه ؟!!


 
 
جملات زیبا قدیما یادش بخیر
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ۱۳٩٠
 
چقدر دلم برات تنگ شده ......
کودکی من ....




 
 
جملات زیبا کودکی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٦ فروردین ۱۳٩٠
 

کوچکتر که بودیم ایمانمان بزرگتر بود

              بادبادک میساختیم

                      نمی ترسیدیم باد نباشد ...


 
 
جملات زیبا دبستان
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳٩٠
 

ای دبستانی ترین احساس من  

============

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درس‌های سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود


درس پند آموز روباه وکلاغ
روبه مکارو دزد دشت وباغ
 
روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
 
کاکلی گنجشککی با هوش بود
فیل نادانی برایش موش بود


با وجود سوز وسرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن میدرید
 
تا درون نیمکت جا میشدیم
ما پرازتصمیم کبری میشدیم


پاک کن هایی زپاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
 


کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستان ما از آه بود
برگ دفترها به رنگ کاه بود


مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی   با پا روی برگ
همکلاسی‌های من یادم کنید
بازهم در کوچه فریادم کنید
 

همکلاسی‌های درد و رنج و کار
بچه‌های جامه‌های وصله‌دار
بچه‌های دکه خوراک سرد
کودکان کوچه اما مرد مرد
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می‌شد باز کوچک می‌شدیم
لا اقل یک روز کودک می‌شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچ‌ها که بودش روی دوش
ای معلم یاد و هم نامت بخیر
یاد درس آب و بابایت بخیر

ای دبستانی‌ترین احساس من
بازگرد این مشق‌ها را خط بزن

 
 
جملات زیبا کودکی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ اسفند ۱۳۸٩
 

چه بی رحمانه... تمام آرزوهای کودکی مان را به دار قصاص آویختیم!!

 به حکم بزرگ شدنمان


 
 
جملات زیبا کودکی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٩:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ بهمن ۱۳۸٩
 

من بزرگ شده ام

آن قدر که

دلم سادگی کو دکی هایم را می خواهد ...