جملات زیبا گیله مرد
دلنشین ترین جملات زیبا و کوتاه روزانه - دنیای پیامک و جملات زیبا - گیله مرد
نویسنده: گیله مرد - دوشنبه ٢٦ فروردین ۱۳٩٢
هیچ لیوانی در زندگی خالی نیست ،
حتی نیمه پر هم نیستند ؛
وقتی چشمها جور دیگر می بینند .
وقتی دوست همه جا حضور دارد،
وقتی لطفش همه جا را پر کرده
آری ... چشمها را باید شست ...
بیایید لیوانها را به کناری بگذاریم ، وقتی دریای رحمتش را کرانه نیست ...
الحمد لله رب العالمین ...
جملات زیبا گیله مرد

با سلام و عرض ادب خدمت همه ، ضمن عذرخواهی برای مدتی بروز نخواهم بود ... با تشکر
نویسنده: گیله مرد - یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٢
ما همان آدمهایی هستیم که به راحتی دیگران را ترک میکنیم
اما وقتی کسی ترکمان میکند
جوری که انگار دنیا به آخر رسیده باشد
بغض گلویمان را خفه می کند ...
نویسنده :؟؟
منبع : وبلاگ پیامک 57
راستی یادم رفت بگویم : آنچه عوض دارد گله ندارد ...
نویسنده: گیله مرد - یکشنبه ۱۸ فروردین ۱۳٩٢
گفت من شخصی را می شناسم که هرشب قبل از خواب به خدا میگوید :
خدایا ؛ تمام کسانی که در حق من ظلم کردند را حلال میکنم ؛ نکند فردای قیامت کسی به خاطر من حساب پس دهد ...
آری دوستان خدا ؛ همان هایی هستن که کار خدایی میکنند .
نویسنده : ؟؟
منبع : با اندک تغییری از وبلاگ تمنای وصال

نویسنده: گیله مرد - شنبه ۳ فروردین ۱۳٩٢
احساس پرانتزی را دارم
که همه ے اتفاقات خوب
داخل آن اتفاق مے افتد .
آری ؛ خدا را مهمان قلب کوچکم کرده ام ...
نویسنده : ؟؟
با تغییر از وبلاگ حرفهای درگوشی

نویسنده: گیله مرد - دوشنبه ٢۱ اسفند ۱۳٩۱
لبخند تو را چند صباحی ست ندیدم
یکبار دگر خانه ات آباد بگو "سیــــب"
شاعر : ؟؟
منبع : وبلاگ حرفهای درگوشی
نویسنده: گیله مرد - شنبه ٥ اسفند ۱۳٩۱
ارزشمندترین مکان هایی که می توان در دنیا حضور داشت :
در فکر کسی ،
در قلب کسی ؛
و در دعای کسی ...
نویسنده : ؟؟
منبع : حرفهایی برای گفتن

نویسنده: گیله مرد - شنبه ٢۸ بهمن ۱۳٩۱
الهی! گفتی کریمم؛ امید برآن تمام است. که چون کَرَم تو در میان است، نا امیدی حرام است.
الهی! دانایی ده که از راه نیفتیم و بینایی ده تا در چاه نیفتیم. دست گیر که دستاویزی نداریم، بپذیر که پای گریزی نداریم ...
الهی الهی الهی ...
- از خواجه عبداله انصاری
منبع : وبلاگ ام اس در گذر زمان

نویسنده: گیله مرد - یکشنبه ٢٤ دی ۱۳٩۱
ز مردم دل بکن یاد خدا کن
خدا را وقت تنهایی صدا کن
در آن حالت که اشکت می چکد گرم
غنیمت دان و ما را هم دعا کن ...
شاعر : ؟؟
منبع : شهر مجازی

نویسنده: گیله مرد - سهشنبه ۱٩ دی ۱۳٩۱
بزرگترین هدیه ایی که میتوان به کسی داد ؛
زمان است !
هنگامیکه برای یک نفر وقت میگذاری ،
قسمتی از زندگیت را به او میدهی
که دیگر باز پس نمیگیری !
نویسنده : ؟؟
منبع : وبلاگ دانشجو

نویسنده: گیله مرد - یکشنبه ۱٠ دی ۱۳٩۱
با خودم زمزمه کردم :خانه ی دوست کجاست ؟
گیله مرد به قلبم اشاره کرد و گفت : با تمام وجود سعی کن ؛ باید که اینجا باشه .
نگاهم از انگشت اشاره اش بر زمین سر خورد و فقط مبهوت موندم .
منبع یکـ گیله مرد

نویسنده: گیله مرد - جمعه ۸ دی ۱۳٩۱
وقتی به کسی بطور کامل و بدون هیچ شک و تردیدی اعتماد می کنید در نهایت دو نتیجه کلی خواهید داشت :
شخصی برای زندگی یا درسی برای زندگی ...
نویسنده : ؟؟
منبع : وبلاگ درس زندگی

نویسنده: گیله مرد - سهشنبه ٢۸ آذر ۱۳٩۱
ممکن است عاشق زیبایی کسی شوید، اما یادتان باشد که در نهایت مجبورید با سیرت او زندگی کنید نه صورت او .
صورت های خوب افول خواهند کرد،
اما سیرت خوب ، شما را برای همیشه زیبا نگاه می دارد.
نویسنده : ؟؟
منبع : وبلاگ بانو نجلا

نویسنده: گیله مرد - چهارشنبه ۱٥ آذر ۱۳٩۱
از پیرمرد و پیرزنی پرسیدند :
شما چطور شصت سال با هم زندگی کردید؛
گفتند : ما متعلق به نسلی هستیم که ، وقتی چیزی خراب می شد؛
تعمیرش می کردیم نه تعویضش!
نویسنده : ؟؟
منبع : وبلاگ جملات زیبا رسول طالبی

نویسنده: گیله مرد - شنبه ٢٥ شهریور ۱۳٩۱

در سـن هـشـتـاد و سـه سـالگی از " فـرانک لـویـد رایـت" مـعـمـار بـزرگ و نـامـدار پـرسـیـدنـد :
از مـیـان کـارهـای بـزرگـی که انـجـام داده ایـد ؛ کـدام را بـیـشـتـر می پـسـنـدیـد ؟
کـه او پـاسـخ می دهـد : کـار بـعـدی را ....
وبلاگ باران سپاس
==============
به افتخار خداوند که انسان را آفرید و خلقتش را پسندید و به خود آفرین گفت ؛
آنقدر دوستش داشت که دنیایی را برای انسان آفرید،
و انسان را برای خودش ...
آری ما صاحبی داریم .
منبع یکـ گیله مرد

نویسنده: گیله مرد - دوشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩۱
دیگر ناراحت نیستم ،
دلم تنگ نیست ،
تنها نیستم ...
[کسی چه میداند ]
شاید دعاهام مستجاب شده ؛
و راضی به رضای خدا شده ام ...
منبع : با اندکی تغییر وبلاگ نامه هایم به خدا

نویسنده: گیله مرد - پنجشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۱
عشق مثل عبادت کردن می مونه؛
بعد از اینکه نیت کردی دیگه نباید به اطرافت نگاه کنی ...
نویسنده : ؟؟
منبع : وبلاگ از هر دری سخنی
نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢٧ امرداد ۱۳٩۱
خدایا کمک کن چترِ گناه را در بارانِ رحمتِ ]رمضان و غیر[ رمضانت بسته نگه داریم ...
آری ؛ چترها را باید بست ، زیر باران باید رفت ...
منبع یکـ گیله مرد

و افسوس ، از ماه باران چند صباحی بیش نمانده است ...
نویسنده: گیله مرد - سهشنبه ٢٤ امرداد ۱۳٩۱
بچه که بودم آرزو داشتم ماه و ستاره های آسمون رو بردارم و تو اتاقم بذارم...
بزرگتر که شدم فهمیدم آرزوهام خیلی رؤیایی و دست نیافتنیه ...
ولی الان میبینم که ماه و ستاره های واقعی رو همون موقع تو خونمون داشتم ...
پدرم ، مادرم ، برادرها و خواهرهام ...
و پدربزرگ و مادربزرگم ...
آه زندگی ...
با افزودن به متن
منبع : وبلاگ دنیای جوانی

نویسنده: گیله مرد - جمعه ۱۳ امرداد ۱۳٩۱
گیله مرد میگفت : دل دادن به گوش دادنه ؛ نمیشه خود رو دلداده کسی دونست، ولی گوش به حرفهاش نداد ، ( البته گوش دادنی که عمل در پی داشته باشه )
روی تکه ای کاغذ عکس یک قلب رو کشید.
پرسید : میتونی بگی این چیه ؟
با تعجب گفتم : این شکل یک قلب و علامت عشقه !
کاغذ رو از وسط تا زد و گفت : عشق از دو گوش تشکیل شده ؛
میدونی یعنی چی ؟ نمیشه ادعای خداپرستی و عشق به خدا داشت ولی یک گوش ات به خدا باشه و گوش دیگرت به غیر خدا ...
کاغذ رو به دستم داد و رفت ...
منبع یکـ گیله مرد

نویسنده: گیله مرد - شنبه ٦ خرداد ۱۳٩۱
وقتی خدا از پشت ، دستهایش را روی چشمانم گذاشت ، از لای انگشتانش آنقدر محو دیدن دنیا شدم که فراموش کردم منتظر است نامش را صدا کنم ...
نویسنده : ؟؟
منبع : وبلاگ به طلب باران آواز بخوان داروگ

نویسنده: گیله مرد - شنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳٩۱
سلام
ببخشید که بعلت مشغله، بصورت چریکی و نامنظم می نویسم.
به همین خاطر هنوز به خیلی از نظرات پاسخ ندادم و به خیلی از وبلاگها نتونستم سر بزنم که عذرخواهی می کنم که ایشالا اگر عمری بود اقدام خواهم نمود.
با شروعی طوفانی ( در حد نسیم شمال ) و با شعری ( نثری ) از نوشته هام شروع میکنم : امید که مقبول حضور واقع بشه ...
==================================
گاهگاهی که به یادت غزلی می خوانم ، *
اشک مهمان دلم می گردد
سفرش از ته دل تا کف دست ...
چه کسی میداند؛
باز شاید سفری در پیش است ...
و تمامی غزلهای جهان
کاروانی شده اند ...
ساربانش غم و صبر .
شعر زیبا گیله مرد
==================================
* مصرع اول برگرفته از قطعه زیر است :
گاه گاهی به یادت غزلی می خوانم/ تا نگویی که دلم غافل از آن عهد و وفاست/ خوب رویان همه گر بادل من خوب شوند/ خوبِ من، با همه خوبان, حساب توجداست! / شاعر : ؟؟

نازنین ... ، بی تو چشم را به راه دارم؟ یا اشک را به چشم؟ که اکنون هر دو را دارم ...
نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱
ایمان دارم که قشنگترین عشق، نگاه مهربان خداوند به بندگانش است، پس من تو را به همان نگاه می سپارم و می دانم تا وقتی که پشتت به خدا گرم است تمام هراس های دنیا خنده دار است ...
منبع : با اندکی تغییر وبلاگ اسیر تنهایی

آری ، خیلی ساده مانند درختانِ سبز امید، دستانت را بسوی نور بلند کن
و لذت لبخندی شیرین را تجربه کن ...
نویسنده: گیله مرد - جمعه ۱٢ اسفند ۱۳٩٠
گیله مرد میگفت : گاهی فکر میکنیم باید کاری بزرگ و شایسته برای دوستان و کسانی که دوستشان داریم انجام دهیم؛ ولی چون در توانمان نیست ، از خود ناامید و دلخور میشویم . ولی باید به نکته ای توجه کرد :
باران بزرگترین و زیباترین هدیه آسمان به زمین است ولی از قطرات کوچک و ناچیز آب تشکیل شده است .
تکرار باران گونه ی محبت هایِ بسیار بسیار کوچک ما در حق عزیزانمان ، چیزی از یک شاهکارِ بسیار بسیار بزرگ کم ندارد ...
وبلاگ جملات زیبا گیله مرد

نویسنده: گیله مرد - یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠
یادمان باشد در املای زندگی، همیشه برای محبّت تشدید بگذاریم؛
تا از دوستی و انسانیت حتی نیم نمره هم کم نشود ...
نویسنده : ؟؟
منبع : با اندکی تغییر وبلاگ مرجان سرخ

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٥ اسفند ۱۳٩٠
من برای متنفر بودن از کسانی که از من متنفرند وقتی ندارم؛
زیرا درگیر دوست داشتن کسانی هستم که مرا دوست دارند ...
نویسنده : ؟؟
منبع : مرجان سرخ

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠
هر وقت در خیانت و فریب دادن کسى موفق شدى،
به این فکرنکن که اون چقدر احمق بوده،
به این فکرکن که اون چقدر به تواعتماد داشته ... !
نویسنده : ؟؟

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢۸ بهمن ۱۳٩٠
ازدست دادن کسی که دوستش داریم خیلی دشواراست.
اما اکنون به این نتیجه رسیده ام که کسی کسی را از دست نمیدهد؛ زیرا مالک آن نیست ، و این یعنی آزادی ،
داشتن بهترینهای دنیا بدون آنکه صاحبشان باشی ...
دکتر شریعتی

نویسنده: گیله مرد - چهارشنبه ٢٦ بهمن ۱۳٩٠
روز را خورشید میسازد و روزگار را ما
ما را قلب زنده نگه میدارد و قلب را عشق
پس روزگار را عاشقانه بساز و عشق را عاقلانه
نویسنده : ؟؟
ارسالی از خوانندگان

نویسنده: گیله مرد - دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠
«میگویند آن گاه که یوسف در زندان بود، مردی به او گفت: تو را دوست دارم.
یوسف گفت: ای جوانمرد ! دوستی تو به چه کار من آید؟ از این دوستی مرا به بلا افکنی و خود نیز بلا بینی! پدرم یعقوب، مرا دوست داشت و بر سر این دوستی، او بیناییاش را از دست داد و من به چاه افتادم.
زلیخا ادعای دوستی من کرد و به سرزنش مصریان دچار شد و من مدتها زندانی شدم. اینک! تو تنها خدا را دوست داشته باش، تا نه بلا بینی و نه دردسر بیافرینی ».

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٧ بهمن ۱۳٩٠
قصه غم انگیزی ست قصه شیرین و فرهاد.
جوش شیرین زدن را بهداشت، سال هاست که ممنوع کرده است. آخر جوش شیرین زدن شاطر ها، ظلم به عاطفه فرهاد است، اما این قانون بهداشت، لطف به غرور فرهاد نبود، اهمیت دادن به سلامتی مردم بود.
منبع : وبلاگ پاسداران

نویسنده: گیله مرد - سهشنبه ٤ بهمن ۱۳٩٠
شریک زندگی ات را با دقت انتخاب کن.
نود و پنج درصد خوشبختیها و بدبختی های زندگی ات ناشی از همین یک تصمیم خواهد بود.
منبع : وبلاگ هر آنچه تو میخوای
نویسنده: گیله مرد - دوشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٠
پنجره ، وا می شود ...
پنجره ، بسته می شود ...
پنجره ؛ وابسته می شود...!
نویسنده : ؟؟
منبع : وبلاگ مرجان سرخ

نویسنده: گیله مرد - سهشنبه ٢٠ دی ۱۳٩٠
این روزها منم و منم و من ...
و خدا ...
و شادم به وسعت دنیا....
شکر...
شکر...
شکر...
منبع وبلاگ : آدمک

نویسنده: گیله مرد - یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠
دگر حس شقایق را نداری
هوای قلب عاشق را نداری
از آن چشمان خونسرد تو پیداست ،
که قلب تنگ سابق را نداری . . .
سراینده : ؟؟

نویسنده: گیله مرد - یکشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٠
سخت ترین دو راهی: دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است.
گاهی کامل فراموش میکنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی.
و گاهی آن قدر منتظر می مانی که می فهمی زودتر از اینها باید فراموش میکردی.
نویسنده : ؟؟

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢ دی ۱۳٩٠
سر به بالا کنیم
آسمان را می بینیم
سر به زیر کنیم
دل را می بینیم
و هر دو راهی به سوی مقصد اند
وبلاگ زمان بی کرانه ...

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢ دی ۱۳٩٠
با شریک زندگی تان، بهتر از بهترین دوستانتان رفتار کنید.
- ریچارد تمپلر

نویسنده: گیله مرد - سهشنبه ۱ آذر ۱۳٩٠
هر لحظه بهانه تو را میگیرم
هر ثانیه با نبودنت درگیرم
حتی تو اگر به خاطرم تب نکنی
من یکطرفه برای تو میمیرم…
شاعر : ؟؟

نویسنده: گیله مرد - چهارشنبه ٢۳ آذر ۱۳٩٠
شکست آدمی که هنوز خود را پیدا نکرده ولی بدنبال نیمه گمشده خود است حتمی است .
قبل از هر جستجویی، خودمان را پیدا کنیم ...
جملات زیبا گیله مرد
نویسنده: گیله مرد - یکشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩٠
در زندگیت به کسی اعتــــماد کن ،
که به او ایمــــان داری نه احســاس . . .
نویسنده : ؟؟
منبع : وبلاگ مهسا

نویسنده: گیله مرد - جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠
کاش میدانستم؛
باید با چند ماه خداحافظی کنم و به چند خورشید سلام
تا بیایی .... ؟!
منبع : با اندکی تغییر درمتن

اللهم ...
نویسنده: گیله مرد - یکشنبه ٦ آذر ۱۳٩٠
عشق کلید قلب است ، امیدوارم قفل دلت هرز نباشد که با کلید هر کس و ناکسی باز شود ...
با کمی تغییر ارسالی از وبلاگ مهسا

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٤ آذر ۱۳٩٠
آدم ها همه می پندارند که زنده اند؛
برای آنها تنها نشانه ی حیات؛
بخار گرم نفس هایشان است!
کسی از کسی نمی پرسد : آهای فلانی!
از خانه ی دلت چه خبر؟! گرم است؟ چراغش نوری دارد هنوز؟ ...
نویسنده : ؟؟
منبع وبلاگ مرجان سرخ

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٤ آذر ۱۳٩٠
یک همیشه یک است. شاید در تمام عمرش نتوانسته بیش از یک باشد.
امابعضی اوقات می تواند خیلی باشد:
یک دنیا ،
یک سرنوشت ،
یک خاطره ،
یک عشق پاک،
و یا " یک دوست خوب مثل تو "
منبع : ارسالی از خوانندگان

نویسنده: گیله مرد - شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠
سکوت می کنم ،
به احترام قلبی که گم شد و در حسرت یک نگاه تو مرد ...

نویسنده: گیله مرد - شنبه ٢۸ آبان ۱۳٩٠
پرسند دنیا خواهی یا دوست ؟
گویم ای بی خبران : دوست همه دنیای من است ...

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢٧ آبان ۱۳٩٠
فاصله ی تابش خود را بر دیگران تنظیم کن ...
خداوند خورشید را در جایی نهاده که گرم کند ولی نسوزاند!
نوسنده : ؟؟

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢٧ آبان ۱۳٩٠
دیدی غزلی سرود؟
عاشق شده بود ...
انگار خودش نبود ...
افتاد،
شکست،
زیر باران پوسید ...
آدم که نکشته بود ...
عاشق شده بود ...
شاعر : ؟؟
منبع : وبلاگ مرجان سرخ

نویسنده: گیله مرد - پنجشنبه ٢٦ آبان ۱۳٩٠
مولای من مهدی جان :
دلم تنگ است این شبها، یقین دارم که می دانی
صدای غربت من را از احساسم تو می خوانی
شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین
بیا ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی
شاعر : ؟؟
منبع : وبلاگ بهاره

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠
قلب من دوباره تند تند می زند
مثل اینکه باز هم خدا
روی قالی دلم، قدم گذاشته
در میان رشته های نازک دلم
نقش یک درخت و یک پرنده کاشته
قلب من چقدر قیمتی است
چون که قالی ظریف و دست باف اوست
این پرنده ای که لای تاروپود آن نشسته است
هدهد است
می پرد به سوی قله های قاف دوست...
سراینده : ؟؟
منبع : وبلاگ آسمان آبی

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠
مـا معتقــدیم عـشــق سـر خـواهــد زد
بــر پشـت سـتم کسـی تبر خـواهـد زد
سـو گنــد بـه هــر چــهـارده آیــــه نـــور
سو گنــد بـه زخمـهای سـرشــار غــرور
آخـــر شــب ســرد مــا سحــر مـیگـردد
مـــهـدی بـه میــان شیــعه بــر میـگردد ...
مـا معتقــدیم عـشــق سـر خـواهــد زد ...
سراینده : ؟؟
منبع : وبلاگ آسمان آبی

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠
همهکس کشیده محمل به جنابِ کبریایت
من و خجلتِ سجودی که نکردهام برایت
نه به سنگش آزمودم، نه به خاکِ ره بسودم
به کجا برم سری را که نکردهام فدایت؟
بارخدایا!
با من چه خواهی کرد؟
پنجرهها بازند و کرانههای جمال، سبز در سبز، تا آنسوی افق در جریان.
من اما سنگی بیروح و بیتماشا در کنجِ کورِ گناه، زانوی اندوه گرفتهام به بغل، اشک شرم میریزم و حسرت میخورم معصومیت از دست رفتهام را.
بارخدایا!
با من، با این منِ در من مانده، چه خواهی کرد؟
با من، که سراپا بیمم و سراپا امید، سراپا گناهم و سراپا تمنای بخشایش چه خواهی کرد؟
پنجرهها بازند.
پشت سر، پرتگاه هول عذاب است و پیش رو جاده باز بخشایش...
بارخدایا!
با من چه خواهی کرد؟
- امید مهدی نژاد
منبع : با تلخیص از وبلاگ رجز مویه

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢٠ آبان ۱۳٩٠
به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به آسمان نگاه کنی...
کسی هست که عاشقانه تو را می نگرد و منتظر توست،
اشک های تو را پاک می کند و دست هایت را صمیمانه می فشارد.
تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت.
و اگر باورداشته باشی می بینی ستاره ها هم با تو حرف می زنند ، باور کن با او هرگز تنها نیستی.
فقط کافی است عاشقانه به آسمان نگاه کنی
به حضرت دوست ...
نویسنده : ؟؟
با اندکی تغییر منبع : وبلاگ راه بی پایان

نویسنده: گیله مرد - جمعه ۱۳ آبان ۱۳٩٠
چه زیبا خالقی دارم
چه بخشنده خدای عاشقی دارم
که میخواند مرا، با آنکه میداند گنه کارم...
سراینده : ؟؟
منبع : با اندکی تلخیص از وبلاگ گل گندم

نویسنده: گیله مرد - پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠
... دلم باز امشب گرفته
بیا تا کمی با تو صحبت کنم
بیا تا دل کوچکم را
خدایا فقط با تو قسمت کنم ...
قسمتی از شعر
شاعر : ؟؟

نویسنده: گیله مرد - پنجشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٠
مگسی را کشتم
نه به این جرم که حیوان پلیدیست، بد است
ونه چون" نسبت سودش به ضرر یک به صد " است
طفل معصوم به دور سر من میچرخید
به خیالش قندم
یا که چون اغذیه مشهورش، تا به آن حد گندم!
ای دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبی بود
من به این جرم که از یاد تو بیرونم کرد
مگسی را کشتم ...

سراینده : مرحوم حسین پناهی
منبع : وبلاگ گل گندم
نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢٢ مهر ۱۳٩٠
هزار مرتبه کردم فرار و دیدم باز
تو از کرم به من آغوش خویش کردی باز
به لطف و رحمت و عفو و کرامتت نازم
که میکشی تو ز عبد فراری خود ناز
جسور کس چو من و مهربان کسی چو تو نیست
که با همه بدیام باز با تو گفتم راز
چه حکمتی است که در لحظه شروع گناه
تو میکنی کرم و عفو خویش را آغاز
هنوز باز نگشته، تو میگشایی در
هنوز توبه نکرده، مرا دهی آواز
اگر سؤال کنی من کیام، تو کی؟ گویم
منم ذلیل گنه، تو عزیز بندهنواز
تو دست لطف گشودی و آشتی کردی
من از چه دست نکردم به جانب تو دراز
نخواندهام به همه عمر، یک نماز درست
هم از خدا خجلم، هم ز خویش، هم ز نماز
سراینده : حاج غلامرضا سازگار
منبع :با اندکی تلخیص از وبلاگ تیشه های اشک

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢٢ مهر ۱۳٩٠
سپیده که سر بزند
در این بیشه زار خزان زده
شاید گلی بروید
مانند گلی که در بهار روییده
پس به نام زندگی
هرگز مگو هرگز
سراینده : ناشناس
منبع: وبلاگ طراح لحظه ها

سپیده دم نزدیک است ...
نویسنده: گیله مرد - چهارشنبه ٦ مهر ۱۳٩٠
کاش هفت ساله بودم
روی نیمکت چوبی می نشستم
مداد سوسماری در دست
باصدای تو دیکته می نوشتم
تو می گفتی بنویس دلتنگی
من آن را اشتباه می نگاشتم
اخمی بر چهره می نشاندی و من
به جبران
دلتنگی را هزار بار می نوشتم!
منبع : وبلاگ آسمانی کویر

نویسنده: گیله مرد - سهشنبه ٥ مهر ۱۳٩٠
خداوندا، خداوندا !!!
قرارم باش و یارم باش ...
جهان تاریکی محض است !!!
میترسم ،
کنارم باش ...
سراینده : ؟؟؟
منبع : وبلاگ گذار معرفت

نویسنده: گیله مرد - شنبه ٢ مهر ۱۳٩٠
باز باران
با ترانه
با گهرهای فراوان ...

نویسنده: گیله مرد - جمعه ۱ مهر ۱۳٩٠
امام صادق علیه السلام:
کسی که دوست دارد بداند آیا نمازش پذیرفته شده یا نه ، با تامل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته؟
پس به اندازه ای که او را بازداشته از او پذیرفته می شود.
منبع : سایت شیعه ها

نویسنده: گیله مرد - پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٠
یکی می پرسد اندوه تو از چیست؟
سبب ساز سکوت مبهمت کیست ؟
برایــش صــادقـانه مـی نویـســم،
بــرای آنکه بـاید بـاشد و نـیـست ...

نویسنده: گیله مرد - یکشنبه ٢٧ شهریور ۱۳٩٠
دوستی در وبلاگش نوشته بود :
می توان پر کرد...
فاصله هایی بلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــند را...
با یک پیام ساده و کوتاه...
کافیست بنویسی :
"دوستت دارم..."
در قسمت نظرات نوشتم:
ولی برای گفتن همین یک جمله ساده نیاز داریم تا لیاقت لازم رو در او ببینیم ...
احساسات بیش از آنچه فکر میکنیم می تونه برامون خطرناک باشه اگر با لگام عقل مهار نشده باشه ...
گاهی احساسات همچون اسبی نجیب ولی سرکش به شدت ما رو به زمین میزنه ...
و گاهی بلند شدن ازاین زمین خوردن چه بسا مشکل و گاهی ناممکن باشه ...
نمی گم همیشه ولی ...
گاهی دوری و دوستی جواب میده ...

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢٥ شهریور ۱۳٩٠
دختری نباش که به مردی نیاز داره ...
دختری باش که مردی به اون نیاز داره
و این دو باهم خیلی متفاوتند ...
در جهان هرگز نشو مدیون احساس کسی
تا نباشد رایگان مهرت گروگان کسی
گوهر خود را نزن بر سنگ هر ناقابلی
صبر کن پیدا شود گوهرشناس قابلی
نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢٥ شهریور ۱۳٩٠
دوستت دارم...
یکـ کلمــه است بـا دنیـــایی از مسئـولیت
گفـــتنش هنـــر نیست
مسئولــــیتـ پذیـــریشــ هنــــر است...
از وبلاگ دیوارنامه
متاسفانه فقط در گفتنش استادیم
در پای حرفمان ایستادن و مسئولیت پذیری ... هیهات و افسوس
نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢٥ شهریور ۱۳٩٠
کنار رودخونه نشسته بود، که ناگهان یک پری دریایی میبینه، بهش میگه: وااااای، زن من میشی؟
پری میگه: آخه من که آدم نیستم!
کمی سرش رو میخارونه و میگه: فکر کردی من هستم؟!
نویسنده: گیله مرد - چهارشنبه ٢۳ شهریور ۱۳٩٠
حدیث نامکرر عشق

منبع : وبلاگ شعر و حکایات
نویسنده: گیله مرد - سهشنبه ٢٢ شهریور ۱۳٩٠
خداوندا ... مرا به بزرگی چیزهایی که داده ای آگاه و راضی کن!
تا کوچکی چیزهایی که ندارم آرامشم را برهم نریزد ...
دکتر شریعتی
منبع : وبلاگ اگر تنها ...

نویسنده: گیله مرد - جمعه ۱۸ شهریور ۱۳٩٠
نویسنده: گیله مرد - یکشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩٠
گفت: حاج آقا! من شنیده ام اگر انسان در نماز متوجه شود که کسی در حال دزدیدن کفش اوست می تواند نماز را بشکند و برود کفشش را بگیرد؛ درست است حاج آقا؟!
شیخ گفت: درست است آقا.
نمازی که در آن حواست به کفشت است، اصلاً باید شکست!

منبع : ناشناس
========
چه نمازها که خواندیم و حواسمان فقط به کفشهایی بود که او داده بود ...
حسرت بعضی نمازها تا آخر عمر به دل آدم می مونه ... نمازهایی که ...
بگذریم ...
نویسنده: گیله مرد - چهارشنبه ٩ شهریور ۱۳٩٠
نویسنده: گیله مرد - دوشنبه ٧ شهریور ۱۳٩٠
یادت باشه ! دوست یعنی , نیمه ی دیگر ما !
اکنون فکر کن که دوست داری نیمه ی دیگرت چگونه باشد؟ ...
منبع : وبلاگ قدرت تفکر مثبت
نویسنده: گیله مرد - جمعه ٤ شهریور ۱۳٩٠
تو زندگی بعضی وقتـ ها یه مشکلاتی واسه آدم پیش میاد که آدم اصلا فکرش رو هم نمیکنه
مث اینکه یه جایی کار خوبی رو انجام دادی ولی اونچنان زدن تو ذوقت که نگو !!!!
ما یه استادی داشتیم ایشون میفرمودند:
وقتی یه مشکلی واست پیش اومد یکی بهت توهین کرد یا حالتو گرفت یا اتفاق تلخی واست افتاد اول از همه سرت رو بالا کن واز خدا بپرس :
آخدا می خوای چی بهم بگی ؟ کجای کارم لنگ میزده که خواستی آدمم کنی؟
***********************
استادی هم میگفت راننده های حرفه ای در یخبندان باد لاستیک ماشین ها رو کم میکنن تا سر نخورن
میگفت : جاده دنیا لیزه ، واسه اینکه سر نخوری باید باد هوای نفست رو کم کنی تا خدای نکرده یهویی چپ نکنی ...
خدا واسه اینکه چپ نکنیم بعضی وقتا یه سرعت گیرهایی رو توی زندگی ماها میذاره تا مواظب باشیم سالم به مقصد برسیم
با کمی تلخیص و تغییر ، منبع :
http://sarbedaranali.persianblog.ir/post/138/
نویسنده: گیله مرد - چهارشنبه ٢ شهریور ۱۳٩٠
جمله ای نوشته بود با این مضمون:
" من تورا دوس میدارم تو دیگری را ودیگری دیگری را. واینگونه است که ما تنهاییم... "
در جواب نوشتم : این ظاهر ماجراست ، اما واقعیت اینه که : " من خودم رو دوست دارم و تو هم خودت رو و دیگری هم خودش را و اینگونه است که همه تنهایند ... "
این خودخواهیـ ـه که تنهایی میاره و نه محبت ...
گاهی احساس ما ، احساس مالکیتـ ـه تا محبـ ـت
دوستش داریم چون می خوایم مال ما باشه و وقتی دیدیم امکانش نیست کار به تهدید و ... میرسه
آیا عاشق واقعی دختری رو که پدر و مادرش به هزار خون دل بزرگش کردن ، با ضربات متعدد چاقو به قتل میرسونه ؟! آخه به چه جرمی ؟! دلم برای اون پدر و مادر میسوزه
قسمت حوادث روزنامه داره پر میشه از این کارهای سیاه ...
واقعن ما داریم به کجا میریم ....
به کجا چنین شتابان ؟
- : به هوای کشتن یار !
--------
پ.ن : برای دیدن عکس به روزنامه های کثیر الانتشار - قسمت حوادث مراجعه فرمایید ... به همین خاطر عکسی قرار نمیدم ...
نویسنده: گیله مرد - شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٠
وقتی آنقدر در زندگی مادی غرق میشویم که
زنگار غفلت بر قلب هایمان می نشیند
و از آسمان غافل می شویم
تصورمان از خوشبختی
متفاوت از واقعیت آن می شود
و چیزی جز سراب نیست
سرابی که بارها از سوی فریب خوردگان آزموده شده
خدایا ...................................
لازم است با تو حرف بزنم ...
می دانم دربیابان دنیا گم شده ام
پس ای مهربان ، راه را نشانم بده
و در این مسیر همراهم باش و یاری ام کن
ای مهربانـ ترین مهربانان عالم ...

نویسنده: گیله مرد - شنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩٠
یار مفروش به دنیا که کسی سود نکرد
آنکه یوسـف به زر ناســره بفروخته بود ...

====
خدایا تو بهترین یار و یاور بندگانت هستی ... مباد نمک تو را بخوریم و نمکدان بشکنیم ...
خدایا دریابـ مان در این روزهای طوفانی ...
نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢۸ امرداد ۱۳٩٠
وقتی میمیری ...
ناگهان همه عاشقت میشن و از خوبی هات میگن ...
باور کن راست میگم !

نویسنده: گیله مرد - سهشنبه ٢٥ امرداد ۱۳٩٠
زندگی باید کرد ! گاه با یک گل سرخ ، گاه با یک دل تنگ ، گاه باید رویید در پس این باران ، گاه باید خندید بر غمی بی پایان ...
نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢۱ امرداد ۱۳٩٠
عشق آدم را داغ می کند و دوست داشتن آدم را پخته می کند .
هر داغی یک روز سرد می شود ولی هیچ پخته ای دیگر خام نمی شود...

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢۱ امرداد ۱۳٩٠
چه این خبر راست باشد و چه نباشد
تو را برای باقیمانده عمرم دیوانه خواهم ماند
قرار است تو به ملاقات بیایی
و اگر این راست باشد ، زخمهای من
مرهم خواهد شد، با مهربانی نگاهت
و نا تمامی من با تو تمام .....
و من دوباره و دوباره عاشق خواهم شد
عاشق تو
ای آخرین چوب کبریت در دستها
ترسیده ام در یخبندان زندگی !
ترسیده ام در یخبندان زندگی !
ترسیده ام در یخبندان زندگی !
ای آخرین چوب کبریت در دستها ...
سراینده : ؟؟؟
منبع : با تغییر ، قسمتی از کامنت شب بارانی در وبلاگ پرواز تا خورشید

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢۱ امرداد ۱۳٩٠
من آواره در دنیا،
به دنبال کسی هستم که با مهر آشنا باشد
دلش غمگین، خودش ساده، کمی از جنس ما باشد.
به دنبال کسی هستم ...
به دنبال کسی هستم ...
به دنبال کسی هستم ...
گوینده : ناشناس

نویسنده: گیله مرد - جمعه ٢۱ امرداد ۱۳٩٠
ادعای عشق به خدا ،از کسی که سجاده دلتنگ حضور اوست ؛ پذیرفتنی نیست ...
نماز نجوای عاشقانه با محبوب است ...
گوینده : ناشناس

نویسنده: گیله مرد - پنجشنبه ٢٠ امرداد ۱۳٩٠

به من نگو که آسمان محدود کننده توست چون باور نمی کنم ، زیرا هر وقت به ماه می نگرم رد پاهایی را روی آن می بینم و متعجب می شوم ...

پس ، شادمانه بالهایت را بگشا .... بی هیچ ترسی ...
و بیاد بیاور : کبوتر بچه گان همیشه در لانه ماندنی نیستند ...
و مگذار لانه کوچکت قفست باشد...
درآسمان خوبی ها ، پرواز را آغاز کن ...
تا اوج وحتی بالاتر از آن ...
برای آسمان سقفی متصورنیست ...
نویسنده: گیله مرد - جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
می گویند
هر وقت آب می نوشی
بگو یا حسین(ع)،
این روزها که
آب می بینی و نمی نوشی
آرام بگوی یا اباالفضل(ع)

نویسنده: گیله مرد - جمعه ۱٤ امرداد ۱۳٩٠
سحر ،
پیوند دلها در دل شب
با خدای مهربان است ...
گوینده : ناشناس

نویسنده: گیله مرد - پنجشنبه ۱۳ امرداد ۱۳٩٠
مردمی که گل ها را دوست میدارند خود از ان گل ها دوست داشتنی ترند...
قسمتی از یک شعر ژاپنی (هایکو )
منبع : وبلاگ برف تازه

نویسنده: گیله مرد - پنجشنبه ۳٠ تیر ۱۳٩٠
خدایا تو را عاشق دیدم و غریبانه عاشقت شدم
تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم
تو را وفادار دیدم و بی وفایی نمودم ولی هر کجا که رفتم سرشکسته بازگشتم
تو را گرم دیدم و در سردترین لحظات به سراغت آمدم
اما...
تو مرا چه دیدی که همچنان بخشنده و توبه پذیر و مشتاق بنده ات ماندی؟؟؟
نویسنده ؟
با اندکی تغییر ، منبع : وبلاگ بر و بچ پزشکی آزاد تهران

نویسنده: گیله مرد - چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠
واقعن به این جمله معتقدم :
بهتراست منفورباشی به خاطر چیزی که هستی ، بجای اینکه محبوب باشی به خاطرچیزی که نیستی . . .

نویسنده: گیله مرد - یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠
کهنه فروش تو کوچه مون داد میزد : کهنه میخریم، وسایل شکسته و درب و داغون میخریم ...
بی اختیار فریاد زدم : قلب شکسته ای - که روزگاری قیمت داشت - هم میخری؟ 
گفت: اگر برایت ارزش داشت، به دست نا اهل و بی لیاقت نمی دادی تا آنرا بشکند ...
راست میگفت ...
با اندکی تغییر از وبلاگ نهایت سکوت
http://sarajooon.samenblog.com/
نویسنده: گیله مرد - یکشنبه ۱٩ تیر ۱۳٩٠
افتخار این نیست که ...
جشن عروسی ات را در روز تولد ائمه بگیری ...
بلکه افتخار این است که :
جشن عروسی ات را بگونه ای برگزار کنی که مورد رضایت ائمه باشد ...

نویسنده: گیله مرد - پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠
آنقدر بزرگ و گرفتار شده ایم که یادمان می رود توپمان در حیاط شبها تنها می ترسد ویادمان رفته که مدادهای سیاه و سفید که هرگز تراشیده نشدند پدر مادر ده مداد رنگی دیگر هستند که ما همیشه تراشیده ایم وکوچک شده اند .
اما از شما چه پنهان گاهی آنقدر کودک می شوم که یادم میرود بزرگ شده ام و هنوز عروسکهایم سر تاقچه ی زندگیم خاله بازی می کنند ، هنوز در مراسم تدفین گنجشکها شرکت می کنم و باران پا برهنه تمام کودکی را درمن می دود ...
منبع : وبلاگ خانم لیلا حیدری : بالهای شناور :
http://www.leilatoofan.blogfa.com/post-19.aspx

نویسنده: گیله مرد - پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠
وقتی کوچکی دستانی هستند که اشکهایت را پاک کنند
وقتی بزرگ می شوی باید دستی باشی که اشکی را پاک کنی و خنده ای بر لبی بنشانی ...
و این چه زیباست ...

شاید به قیمت گریستن خودت ...
نویسنده: گیله مرد - پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠
روزهای بدی در زندگی آدم می رسد
که هیچ کسی حتی نمی پرسد:
" خوبی ؟ "
برای چنین روزهای بدی
نیاز به یگانه مهربانِ دلسوزی داری
به شرطی که در روزهای خوب فراموشش نکرده باشی
و نامش چه زیباست ...
خدا ...
با کمی تغییر و افزودنی : از وبلاگ ستاره دنباله دار

نویسنده: گیله مرد - پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠
ای کاش یک بار خالصانه و از ته ته دل بتونم این دعا رو زمزمه کنم:
الهی انت کما احب فجعلنی کما تحب
خدایا! تو اون جوری هستی که من دوست دارم، منم اون جوری کن که خودت دوست داری!
منبع : ناشناس

نویسنده: گیله مرد - پنجشنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٠
در ساحل امن عقل بودم که جنون
یکدفعه مرا به داخل آب انداخت
فریاد زدم کمک! که یک مرتبه عشق
چون ماهی کوچکم به قلاب انداخت
عقلم نرسید و زود نفرین کردم
بر آنکه در آب و آنکه قلاب انداخت ...
منبع : وبلاگ آقای حسین رستمی
http://www.hnrostami.blogfa.com/

نویسنده: گیله مرد - چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠
دنبال وزن و قافیه بودم تمام عمر
شاعر شدن حواس مرا از تو پرت کرد ...
شاعر : ؟
http://www.hnrostami.blogfa.com/
نویسنده: گیله مرد - چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠
اندر فواید تلخی :
جدایی تا نیفتد ...
دوست، قدر دوست کی داند ...
شاعر : ؟

نویسنده: گیله مرد - چهارشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٠
تو با منی اما .... من از خودم دورم
چو قطره از دریا ، من از تو مهجورم ...
شاعر : ؟

ترانه قشنگی از علیرضا افتخاری
نویسنده: گیله مرد - یکشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٠
هروقت مشکلی لاینحل برام پیش میاد که کسی قادر به حل اون نیست ناخودآگاه یاد خدا می افتم ...
یک نگاه به اعمال و کارها و رفتارم میندازم ...
جز شرمندگی چیزی نیست ...
خجالت زده و مضطرب و صدایی لرزان صداش میکنم ...
خدایا کمکم کن و به دادم برس ...
قول میدم رفتارم رو اصلاح کنم و گذشته رو جبران کنم ...
خدا ، خوب خداییه ... مشکل و گرفتاریم رو حل میکنه ...
ولی افسوس که من بد بنده ای هستم ...
روز از نو و روزی از نو ...
کاش این آدم گستاخ ، اینقدر نسبت به پروردگارش بی حیا نبود
