از شیخ ِ بهایی پرسیدند : خیلے سخت می گذرد ، چـه باید کرد ؟
شیخ گفت: خودت که می گویی ، سخت مےگذرد ، سخت کــه نمی ماند!
پس خـــدا را شکــر کــه می گذرد و نمی ماند ...
نویسنده : ؟؟

از شیخ ِ بهایی پرسیدند : خیلے سخت می گذرد ، چـه باید کرد ؟
شیخ گفت: خودت که می گویی ، سخت مےگذرد ، سخت کــه نمی ماند!
پس خـــدا را شکــر کــه می گذرد و نمی ماند ...
نویسنده : ؟؟

برخی آدمها
[ تنها ] به یک دلیل از مسیر زندگی ما می گذرند [ تا ] به ما درسهایی بیاموزند ؛
که اگر می ماندند هرگز [ آن درسها را ] یاد نمی گرفتیم ...
زنده یاد خسرو شکیبایی

باز هم یک جمعه ی بدون تو ،
باز هم همان تلخکامی قدیمی ؛
و باز هم قلبی مالامال دلتنگی ...
در عصری که بدون تو به غروب متصل می شود ...
اللهم عجل لولیک الفرج
جملات زیبا گیله مرد

مولای من مهدی جان :
دلم تنگ است این شبها، یقین دارم که می دانی
صدای غربت من را از احساسم تو می خوانی
شدم از درد تنهایی گلی پژمرده و غمگین
بیا ای ابر پاییزی که دردم را تو می دانی
شاعر : ؟؟

کاش هفت ساله بودم
روی نیمکت چوبی می نشستم
مداد سوسماری در دست
باصدای تو دیکته می نوشتم
تو می گفتی بنویس دلتنگی
من آن را اشتباه می نگاشتم
اخمی بر چهره می نشاندی و من
به جبران
دلتنگی را هزار بار می نوشتم!
منبع : وبلاگ آسمانی کویر

من به تنگ آمدهام از همه چیز....
بگذارید هواری بزنم ...
شعر از : ؟؟
قدیما یادش بخیر ....
وقتی بهترین اسباب بازی هامون، لوکس یا خریدنی نبود ...
وقتی یه لاستیک کهنه ی دوچرخه و یک تکه چوب ، تمام روزمون رو پر از شادی و شور و نشاط میکرد
گاهی با تعجب از خودم می پرسم اون روزها کجا رفت ....
هنوز باورم نمیشه اون روزها دیگه بر نمیگرده ...
جمله ای نوشته بود با این مضمون:
" من تورا دوس میدارم تو دیگری را ودیگری دیگری را. واینگونه است که ما تنهاییم... "
در جواب نوشتم : این ظاهر ماجراست ، اما واقعیت اینه که : " من خودم رو دوست دارم و تو هم خودت رو و دیگری هم خودش را و اینگونه است که همه تنهایند ... "
این خودخواهیـ ـه که تنهایی میاره و نه محبت ...
گاهی احساس ما ، احساس مالکیتـ ـه تا محبـ ـت
دوستش داریم چون می خوایم مال ما باشه و وقتی دیدیم امکانش نیست کار به تهدید و ... میرسه
آیا عاشق واقعی دختری رو که پدر و مادرش به هزار خون دل بزرگش کردن ، با ضربات متعدد چاقو به قتل میرسونه ؟! آخه به چه جرمی ؟! دلم برای اون پدر و مادر میسوزه
قسمت حوادث روزنامه داره پر میشه از این کارهای سیاه ...
واقعن ما داریم به کجا میریم ....
به کجا چنین شتابان ؟
- : به هوای کشتن یار !
--------
پ.ن : برای دیدن عکس به روزنامه های کثیر الانتشار - قسمت حوادث مراجعه فرمایید ... به همین خاطر عکسی قرار نمیدم ...
گاهی دلم ازهرچه آدم است میگیرد... گاهی دلم دوکلمه حرف مهربانانه میخواهد... نه به شکل " دوستت دارم" و یا نه به شکل " بی تو میمیرم " ... ساده شاید ، مثل :
" دلتنگ نباش، امیدت به خدا ... فردا روز دیگری ست ! "

هنوز هم دلم تنگ می شود
برای محض حرف زدنت
و برای تکیه کلامهایت
که نمی دانستی
فقط کلام تو نبود
من هم به آنها ...
تکیه داده بودم!
منبع :
http://robaii.blogfa.com/





دلتنگ شدن حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش را می کند …
دیر امدی... کمی تغییر کرده ام!
برای شناختنم عکسم را مچاله کن!
گاهی زندگی مثل یک پیاز است که هر برگش را ورق بزنی اشکتو در می یاره ...
