جملات زیبا گیله مرد

دلنشین ترین جملات زیبا و کوتاه روزانه - دنیای پیامک و جملات زیبا - گیله مرد

لالایی های مادرانه ..به یاد روزهای خوش کودکی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٧ دی ۱۳۸٩
 

حتما واسه شما هم پیش اومده که با وجود مشکلات و سختی های زندگی از بزرگ شدن و بزرگ بودن (از لحاظ سنی) خسته شدید..
و یاد روزهایی می افتید که بغل مادر بودید و دست به سرتون می کشید و لالایی واستون میخوند..چقدر اون لالایی ها آرامبخش بودند...بیاید یه سر بریم اون دوران با لالایی های مادرانه..
با ما همراه باشید.

 

 

«لالایی» نخستین پیمان آهنگین و شاعرانه ای است که میان مادر و کودک بسته می شود. رشته ای است، نامریی که از لب های مادر تا گوش های کودک می پوید و تاثیر جادویی آن خواب ژرف و آرامی است که کودک را فرا می گیرد. رشته ای که حامل آرمان ها و آرزوهای صادقانه و بی وسواس مادر است و تکان های دمادم گاهواره بر آن رنگی از توازن و تکرار می زند. و این آرزوها آنچنان بی تشویش و ساده بیان می شوند که ذهن شنونده در اینکه آنها آرزو هستند یا واقعیت، بی تصمیم و سرگردان می ماند. انگار که مادر با تمامی قلبش می خواهد که بشود و می شود و حتا گاه خدا هم در برابر این شدن درمی ماند.

«لالایی»ها در حقیقت ادبیات شفاهی هر سرزمینی هستند، چرا که هیچ مادری آنها را از روی نوشته نمی خواند و همه ی مادران بی آنکه بدانند از کجا و چگونه، آنها را می دانند. انگار دانستن لالایی و لحن ویژه ی آن - از روز نخست - برای روان زن تدارک دیده شده.


لالالالا که لالات می کنم من نگا (=نگاه ) بر قدوبالات می کنم من
لالالالا که لالات بی بلا باد نگهدار شب و روزت خدا باد !

 


لالاییت می کنم خوابت نمیاد بزرگت کردم و یادت نمیاد

بزرگت کردم و تا زنده باشی غلام حضرت معصومه باشی


لالالالا عزیز ترمه پوشم کجا بردی کلید عقل و هوشم
لالالالا که لالات بی بلا باد خودت ملا، قلمدونت طلا باد !


الا لا لا تو را دارم چرا از بی کسی نالم ؟
الا لالا زر در گوش ببر بازار مرا بفروش
به یک من آرد و سی سیر گوش (= گوشت)


گل سرخ منی زنده بمونی ز عشقت می کنم من باغبونی
تو که تا غنچه ای بویی نداری همین که گل شدی از دیگرونی


:

لالاییت می کنم با دس (= دست) پیری که دسّ مادر پیرت بگیری
لالاییت می کنم خوابت نمیاد بزرگت می کنم یادت نمیاد


لالالالا گلم باشی تو درمون دلم باشی
بمونی مونسم باشی بخوابی از سرم واشی

 

لالالالا گل زیره چرا خوابت نمی گیره ؟
به حق سوره ی یاسین بیا یه خو تو را گیره
(= بیاید خواب و تو را فرا گیره)

لالالالا گل قالی بابات رفته که جاش خالی
لالالالا گل زیره بابات رفته زنی گیره

لالالالا گل نازی بابات رفته به سربازی
لالالالا گل نعنا بابات رفته شدم تنها
لالالالا گل پسته بابات رفته کمر بسته
لالالالا گل خاشخاش بابات رفته خدا همراش
لالالالا گل پسته بابات بار سفر بسته
لالالالا گل کیشمیش بابات رفته مکن تشویش

 

لالا لالا ملوس ململ که گهوارت چوب صندل
لحافت چیت هندستون که بالشتت پَر سیستون
لالا ای باد تابستون نظر کن سوی هندستون
بگو بابا عزیز من برای رودم کتون (= کتان) بستون

 

لالالالا عزیزم ، کبک مستم میون (= میان) هرچه بود دل بر تو بستم
لالالالا که بابات رفته اما من بیچاره پابند تو هستم ...


گلم از دس (= دست) برفت و خار مونده به من جبر و جفا بسیار مونده
به دستم مونده طفل شیرخواری مرا این یادگار از یار مونده ...

لالایی هایی که مادر در آنها به کودک می گوید که با وجود او دیگر بی کس و تنها نیست :

الا لا لا تو را دارم / چرا از بی کسی نالم ؟ / الا لالا زر در گوش / ببر بازار مرا بفروش / به یک من آرد و سی سیر گوش ( = گوشت )

لالالالاگل آلاله رنگم / لالالالا رفیق روز تنگم / لالالالا کنم ، خووت کنم مو ( = خوابت کنم من ) / علی بووم و بیارت کنم مو ( = علی گویم و بیدارت کنم من )

الالالا گل زیره/ چرا خوابت نمی گیره ؟/ به حق سوره ی یاسین / بیایه خو تو را گیره .... ( = بیاید خواب و تو را فرا گیره)

گاهی این لالایی ها ی داستان گونه ی زمینه ی مذهبی دارد :

 

لالالالا - ی - لالایی / شبی رفتم به دریایی / درآوردم سه تا ماهی / یکی اکبر ، یکی اصغر / یکی داماد پیغمبر / که پیغمبر دعا می کرد / علی ذکر خدا می کرد / علی کنده در خیبر / به حکم خالق اکبر

گاهی در این دسته از لالایی ها مادر پای لولو هم به میان می کشد و از او کمک می گیرد . روانشناسی این دسته از لالایی ها بسیار جالب است چون مادر با شگردی که به کار می گیرد ، لولو را از بچه می ترساند ، نه بچه را از لولو . و در ضمن یک اعتماد به نفس لفظی هم به کودک می دهد . مثلا ً می گوید : لولو برو بچه ی ما خوب است ، می خوابد ، یا تو از جان این بچه چه می خواهی ؟ این بچه پدر دارد و دو شمشیر بر کمر و خلاصه چنین است و چنان :


لالالالالالالایی / برو لولوی صحرایی / برو لولو سیاهی تو / برو سگ بی حیایی تو/ که رود من پدر داره / دوخنجر بر کمر داره / دو خنجر بر کمر هچّی/ دو قرآن در بغل داره ...

برو لولوی صحرایی / تو از بچه چه می خواهی ؟/ که این بچه پدر داره / که خنجر بر کمر داره

لالالالا گل چایی /لولو ! از ما چه می خواهی ؟ / که این بچه پدر داره / که خنجر بر کار داره

برو لولوی صحرایی / تو از روُدم چه می خواهی ؟ / که رود من پدر داره / کلام الله به بر داره

* در دسته ای از لالایی ها مادر افزون بر آنکه کودک را با کلام ناز و نوازش می کند ، لالایی را به نام او مُهر می زند :

 

لالالالا گلم باشی / انیس و مونسم باشی / بیارین تشت و آفتابه / بشورین روی شهزاده / که شاهزاده خداداده / همون اسمش خداداده

 

 

لالایی
لالایی ماه و مهتابه
لالایی مونس خوابه
لالایی قصه ی گل هاس
پر از آفتاب پر از آبه
لالایی رسم و آیینه
لالایی شعر شیرینه
روون و صاف و ساده
زلال مثل آیینه
لالایی گرمی خونه
لالایی قوت جونه
لالایی میگه:یک شب هم
کسی تنها نمی مونه
لالایی آسمون داره
گل و رنگین کمون داره
توی چشمون درویشش
نگاهی مهربون داره
لالایی های ما ماهه
بدون ناله و آهه
بخون لالایی و خوش باش
که عمر غصه کوتاهه