جملات زیبا گیله مرد

دلنشین ترین جملات زیبا و کوتاه روزانه - دنیای پیامک و جملات زیبا - گیله مرد

داستان کوتاه عجیب
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱٠:٥٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩
 

یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یک موتور گازی ازش جلو زد!

خیلی شاکی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه.

یک مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه متور گازیه غیییییژ ازش جلو زد!

دیگه پاک قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه.

همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد!!

طرف کم میاره، راهنما میزنه کنار به موتوریه هم علامت میده بزنه کنار.

خلاصه دوتایی وامیستن کنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی کل مارو خوابوندی؟!

موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله ... داداش.... خدا پدرت رو بیامرزه که واستادی... آخه ... کش شلوارم گیر کرده به آینه بغلت !!!!

 

منبع : وبلاگ سیب خاطرات

http://choulab.persianblog.ir/


 
 
جملات زیبا سفر
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱٠:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩
 

گاهی اوقات کسی که زیاد سفر میکند قصدش فرار از مبدا است نه رسیده به مقصود ...


 
 
پیامک طنز و جدید
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩
 

به یه مرده میگند: ماشینت چه رنگیه ؟

میگه:نوک مدادی.

میگند:دروغ نگو ماشینت قرمزه!

میگه مگه نوک مداد قرمز نداریم!!!


 
 
جملات زیبا خشم
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩
 

عکس جالب - عکس دیدنی - شکار لحظه ها - عکس خنده دار


 
 
جملات زیبا فقر
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩
 

  فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛ فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛ فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب خانواده ات بهتر باشه؛ فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو هر سال واسه چشم و همچشمی مهمونی راه بندازی؛ فقر اینه که ماجرای عروس فخری خانوم و زن صیغه ای پسر وسطیش رو از حفظ باشی اما ماجرای مبارزات قهرمانان وطنت  رو ندونی؛ فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و رو پیگیری کنی؛ فقر اینه که وقتی با زنت می ری بیرون مدام بهش گوشزد کنی که خودشو بپوشونه، ولی وقتی تنها میری بیرون ..... ؛ فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی ؛ فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛ فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛ فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛ فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛ فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛ فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و قوانین رانندگی رو رعایت نکنی؛ فقر اینه که به زنت بگی کار نکن ما که احتیاج مالی نداریم؛ فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛ فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛ فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و دکتر چمران و امیرکبیر و ... برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛ فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و  هابیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛ فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛  فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛ فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛


 
 
جملات راحت میشم
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩
 

 
 
جملات پشت کامیونی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩
 

همه از من میترسن ، من از نیسان آبی

 

عاشق بی انتظار مادر

 

علم بهتر است یا ثروت؟ ، هیچکدام فقط ذره ای معرفت !

 

دا کر سی چنت بی. (یعنی مادر پسر برای چی خواستی؟)

 

 

ناز نگات قشنگه!

 

تند رفتن که نشد مردی / عشق است که برگردی

 

هر کجا محرم شدی -چشم از خیانت باز دار /  -چه بسا محرم با یک نقطه مجرم میشود،

 

 

 

زندگی بر خلاف آرزوهایم گذشت.

 

داداش جان به خاطر اشک مادر یواش!

 

افسوس همه اش افسانه بود!

 

من از عقرب نمیترسم ولی از سوسک میترسم /

من از دشمن نمیترسم ولی از دوست میترسم.

 

من نمی گویم مرا ای چرخ سرگردان مکن /

هرچه می خواهی بکن محتاج نامردان مکن!

 

بمیرد آنکه غربت را بنا کرد  /

مرا از تو، ترا از من جدا کرد

 

برگ از درخت خسته می شه پاییز فقط یه بهانه است

 

در این دنیا که مردانش عصا از کور می دزدند ،

من بیچاره دنبال مرد می گردم

 

رفاقت قصه تلخی است که از یادش گریزانم

 

روی قلبم نوشتم ورود ممنوع ، عشق آمد گفتم بیسوادم!

 

تو هم خوبی!

 

سر پایینی پرنده ، سر بالایی شرمنده

 

بخاطر دلم  .... ولم !

 

قربان وجودت که وجودم ز وجود تو بوجود آمد مادر

 

دلم دادم بری باهاش حال کنی ، 

نه که بری جیگرکی بازکنی !!

 

تو رو اگه من نشورم کی میشوره ( عروسکم )

 

باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم ،

من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!

 

ای آسمون کبود ، واسه همه بود واسه ما نبود؟؟؟؟

 

گرپادشاه عالمی ،

بازهم گدای مادری

 

تو عشق گل داری،من عشق گل اندامی!

 

دنیا همه هیچ و زندگانی همه هیچ  ،

ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ

 

به درویشی قناعت کن که سلطانی خطر دارد


 
 
داستان کوتاه قدیما
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩
 

یاد اون روزها بخیر. وقتى من بچه بودم، مادرم یک تومن به من مى‌داد و مرا به فروشگاه مى‌فرستاد و من با ٣ کیلو سیب‌زمینى، دو بسته نان، سه پاکت شیر، یک کیلو پنیر، یک بسته چاى و دوازده تا تخم‌مرغ به خانه برمى‌گشتم.

اما الان دیگه از این خبرها نیست. همه جا توى فروشگاه‌ها دوربین گذاشته‌اند ...!


 
 
جملات زیبا سوالی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩
 

بعد از یک عمر، بالاخره نفهمیدم که هنگام روبوسی باید دو بار صورت طرف مقابل رو ببوسم یا سه بار، تا هر دو نفر ضایع نشیم!


 
 
داستان کوتاه
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩
 

موشی درخانه تله موش دید، به مرغ وگوسفندو گاو خبردادهمه گفتند: تله موش مشکل توست بما ربطی ندارد.

ماری درتله افتاد و زن خانه راگزید، ازمرغ برایش سوپ درست کردند، گوسفندرابر ای عیادت کنندگان سربریدند؛ گاو را بر ای مراسم ترحیم کشتند و تمام این مدت موش درسوراخ دیوار مینگریست ومیگریست ...


 
 
نحوه ی محبت و نفوذ دانشجو به دل استاد
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩
 

 

متن طنز : آخرین متدهای روز جهان در زمینه ی نحوه ی محبت و نفوذ دانشجو به دل استاد (برگه ی امتحان):

 

 

این جفنگیات مرسوم که در برگه ی امتحان مینویسند و از بیماری مادر تا اینکه اگر این درس را نمره نیاورم مشروطم میشوم و ... هم، خیلی خز شده و هم، حتی یک بچه ی 5 ساله باور نمیکند؛ چه برسد به یک دکتر!

کمی نوآوری و خلاقیت داشته باشید. جناب استاد به اندازه ی کافی خودش مشکلات و بدبختی دارد، دیگر نیاز نیست شما با آن خط زیبای منحصر به فردتان یک صفحه ی آچار برایش از مشکلاتتان بگویید. حالا باز ای کاش فقط یک نفر چنین خزعبلاتی می نوشت. یکهو می بینی از 30 نفر دانشجو، بیست و هشت نفر عینا نوشته اند که اگر این درس را نمره نگیریم مشروطیم و مادرمان مریض است و پدرمان زندان است و فلان و بهمان. انگار این مشکلات را هم از روی دیگر تقلب کرده اند.

===================

 

روشی پلید

 

یک درس ساده ای بود که من بنا به دلایلی نتوانسته بودم اصلا این درس را بخوانم و با ذهن کاملا خالی سر جلسه امتحان رفتم. نیم ساعتی نشستم و دیدم هیچکدام از این سوالات حتی برایم آشنا هم نیست. یک جمله در پایان برگه نوشتم و برگه را تحویل دادم:

 

«در اعتراض به تقلب گسترده ای که سر جلسه ی امتحان از سوی دیگر دانشجویان شاهد بودم از دادن این امتحان خودداری کرده و نمره ی صفر را به بیستِ با تقلب ترجیح میدهم.»

 

نمرهی الف کلاس را گرفتم! خدایا مرا ببخش.

 

 

=====================

 

صم بکم عمى فهم لایعقلون

 

درس معارف بود. میدانستم موضوع درس چیست و مباحثش در چه زمینه ای است -با عرض خسته نباشید به خودم- اما جزئیات مطالب و محتوای درس را نمیدانستم. سوالات توزیع شد و باز هم دیدم سوالات کمی برایم ناآشناست. از مغرب و مشرق و زمین و زمان نوشتم. هر آنچه از کتاب دینی کلاس اول ابتدایی، آقای واسعی گفته بود که مثلا چگونه مواد غذایی در بدن مادر تبدیل به شیر میشود تا برهان نظم و علیت که در دبیرستان خوانده بودم. اما نقطه ی طلایی برگه این جمله بود:

 

«جناب استاد برای من کاری نداشت که عین محتوای کتاب را برایتان کپی کنم اما شما با روش زیبای تدریس خود به ما یاد دادید که چگونه تنها به منابع اکتفا نکنیم. گفتید در دین عقل هم سهیم است و نباید «صم بکم عمى فهم لایعقلون» بود. پس من ترجیح دادم مفهوم را بفهمم ولی کپی نکنم بلکه از دانسته های خود بنویسم.»

 

بیست گرفتم! خدایا مرا ببخش.

 

 

========================

 

اگر دین ندارید لااقل دلم شاد کنید

 

محاسبات عددی. درس بسیار دشوار. حداقل برای من که علاقه ی چندانی به ریاضیات و مباحث محاسبه ای کامپیوتر نداشتم. سوالات توزیع شد و مطابق معمول! خداوکیلی دیگر این درس 3 واحدی را خوانده بودم ولی چه کنم که در مغزم جای نگرفته بود. عادت دارم که قبل از اینکه برگه را تحویل دهم نمرهی خود را تخمین میزنم. در بهترین حالت 7 میشدم. امکان رسیدن امدادهای غیبی هم تحت هیچ عنوانی میسر نبود. آخر برگه نوشتم:

 

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید

                    قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید

 

نمرهی 11 گرفتم و نفر سوم کلاس شدم! خدایا مرا ببخش.

 

====================

 

 

وساطت حافظ

 

استاد فلانی دکترای ادبیات بود و استاد درس شیوه ی نگارش (البته اسم کوچکش شهباز بود ولی چون ممکنه یه وقت بیاد اینجا رو بخونه من نام مستعار نوشتم). عاشق حافظ بود و آخر هر جلسه چند بیت از حافظ میخواند و چشمانش پر از اشک میشد. سوالات چی.....؟ بگید؟  نه که بلد نباشم اما در حد 15-16 بیشتر نمیگرفتم. قبل از امتحان سری به اینجا زده بودم و واژه ی «شهباز» را در دیوان حافظ سرچ کردم و آن بیت را کف دستم ثبت کردم. زیر برگه امتحان نوشتم :

 

«جناب استاد من که «حافظ» را نمیشناختم؛ این شما بودید که در این ترم عشق حافظ را در وجود من انداختید! و باعث شدید تا با این شاعر آسمانی آشنا شوم. امروز قبل از امتحان گفتم تفالی به حافظ بزنم و ببینم چه میشود، این بیت آمد»:

 

خاکیان بی بهره اند از جرعه ی کاس الکرام

این تطاول بین که با عشاق مسکین کرده اند

شهپر زاغ و زغن زیبا صید و قید نیست

این کرامت همره شهباز و شاهین کرده اند

 

بیست گرفتم! تنها بیستی که استاد در چند سال اخیر به یک دانشجو داده بود. خدایا مرا ببخش.

 

 

========================

 

تصویر من رو شطرنجی کنید

 

امتحان نظریه های جامعه شناسی و ... . تو رو خدا نام این استاد را بیخیال

شوید. استاد نسبتا معروفی است و البته در بسیاری از دانشگاههای یزد هم

تدریس دارد و حسابی سرش شلوغ است. 10 نمره تحقیق و کنفرانس داشت و 10

نمره هم امتحان پایان ترم. سرم بوی قرمه سبزی میداد. با یکی از بچه ها

شرط گذاشتم که تحقیق و کنفرانس ارائه نمیدهم اما نمرهی بالای 18 میگیرم.

برای امتحان تئوری هم حسابی خواندم و خودم را آماده کردم. انصافا هم

سوالات را خوب جواب دادم. فقط در پایانِ برگه بدون اینکه تحقیق یا کنفرانسی ارائه کرده باشم، نوشتم:

 

«موضوع تحقیق و کنفرانس: بررسی علل قبولی بالای دانش آموزان یزدی دردانشگاهها در طی 16 سال اخیر.»

 

19 گرفتم! خدایا این یکی رو دیگه مردونه ببخش.

 

================

 

 

اگه مردی منو بنداز

 

با حساب خودم 13- 14 میشدم. اما این نمره برای من که عنوان شاگرد سومی!!!

کلاس را یدک میکشیدم خیلی فجیع بود. استاد فوق العاده جدی و بداخلاق بود

و چندان نمیشد طرفش رفت. یک جمله پایان برگه نوشتم:

 

«جناب استاد حضور در کلاس شما در این ترم برایم بسیار مغتنم و مفید بود.

اگر ترم بعد با ما درس برمیدارید که هیچ، اگرنه بدون تعارف دوست دارم این

درس را پاس نکنم تا ترم بعد هم استادم شما باشید.»

 

17! خدایا سه تا نقطه


 
 
جملات طنز
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۳٠ بهمن ۱۳۸٩
 

آب رادیاتور ماشین بخور محتاج نامردان نباش!

اتوبوس من غصه نخور،منم یه روز بزرگ میشم!(ژیان)

اگر از عشقت نکنم گریه و زاری  / به جهنم که مرا دوست نداری!

ای روزگار / با ما شدی ناسازگار!

بپر بالا که گیر نمیاد!

باغبان در را مبند من مرد گلچین نیستم / من خودم گل دارم و محتاج یک گل نیستم!

بحث۳۰یا۳۰ ممنوع!

بخور و بخواب کارمه / الله نگهدارمه!

به مادرت رحم کن کوچولو!

تا جام اجل نکردم نوش / هرگز نکنم تو را فراموش!

تا سگ نشوی کوچه و بازار نگردی / تا کوچه و بازار نگردی نشوی گرگ بیابان!

تاکسی نارنجی / از من نرنجی!

تجربه نام مستعاری است که بر خطاهای خود میگذاریم!

جون من داداش یه خورده یواش


 
 
جملات زیبا و فلسفی زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩
 

هر صبح در آ فریقا که غزالها از خواب بیدار می شوند می دانند که باید تندتر از تندترین شیرها بدوند و هر صبح که شیرها از خواب بیدار می شوند می دانند که باید تندتر از کندترین غزالها بدوند.

مهم نیست که شما شیر هستید یا غزال، مهم این است که بدانید هر صبح که خورشید بر می آید باید بهتر بدوید ….


 
 
جملات زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩
 

به جای اینکه به دنبال سعادت باشیم ، خالق سعادت باشیم . . .


 
 
جملات زیبا برای پیامک
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
 

اندازه ی یه لوبیا دوستت دارم...ناراحت نشو ...لوبیای سحر امیز رو می گم!

 


 
 
جملات زیبا پیامکی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۸:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
 

پاشو برو جلوی آینه...چی دیدی؟!...خودت رو دیدی؟!...اون که دیدی خودت نبودی!...اونی که دیدی همه ی زندگی من بود...


 
 
جملات زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
 

اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود   ...

 


 
 
جملات زیبا دوست ناباب
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
 

وقتی یه بار ازدوست نا اهل ضربه می خوری درست مثل این می مونه که با ماشین بهت زده و داغونت کرده ولی وقتی می بخشیش درست مثل این می مونه که بهش فرصت دادی تا دنده عقب بگیره و دوباره از روت رد بشه تا مطمئن بشه چیزی ازت نمونه ...


 
 
جملات زیبا امیدوار کننده
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
 

درمقابل مشکلات زندگی خم به ابرو نیاور، کارگردان همیشه سختترین نقشها را به بهترین بازیگر میدهد....

 


 
 
شعر کوتاه ناب
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
 

از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست

گر هم گله ای هست ، دگر حوصله ای نیست ... !!!


 
 
جملات زیبا زندگی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
 

از بزرگی پرسیدند زندگی خود را بر چند اصل بنا کردی؟

فرمود چهار اصل ....

دانستم رزق مرا دیگری نمیخورد پس آرام شدم

دانستم که خدا مرا میبیند پس حیا کردم

دانستم که کار مرا دیگری انجام نمیدهد پس تلاش کردم

دانستم که پایان کارم مرگ است پس محیا شدم ...



 
 
جملات زیبا فوتبالی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
 

یه روز یه عده تماشاگر توی استادیوم فوتبال بودند ، اونا اول بازی به تیم حریف فحش های خار دار میدادند.یک نیمه گذشت همون فحش ها رو یه چیزی گذاشتن روش نثار داور کردند.اواخر بازی هم وقتی داشت میباخت همون چیزایی که به داور گفته بودن رو با نون اضافه به خورد تیم خودشون دادند .یکی گفت آخه آدم به اینا چی بگه ؟! یکی دیگه گفت " بهترین تماشاگران دنیا "!!!


 
 
جملات کوتاه طنز
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:۳۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
 

یه روز یکی به دوستش زنگ زد گفت فردا کارت دارم .

دوستش گفت خب قرار بزار همو ببینیم

"یکی" گفت باشه اما هر ساعتی قرار گذاشتیم 5 دقیقه زودتر میخوام ببیتمت !

دوستش گفت یعنی چی؟!

"یکی" گفت آخه هر موقع ازت پول قرض میخوام می گی اگه 5 دقیقه زودتر گفته بودی داشتم ،دادم به کسی... !


 
 
جملات زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:٢۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
 

یکی میگفت من برای تمام کارهام استدلال دارم...

گفتم چه جالب ...یعنی اول ادله کار را بررسی میکنی بعد انجامش میدی؟

گفت نه اول انجامش میدم بعد براش دلیل میتراشم  ...



 
 
جملات زیبا و کاریکاتور زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
 

آدمهای دنیای من تنها فعل هایی را صرف می کنند که برایشان صرف دارد...! آدمهای دنیای شما چطور؟!


 
 
جملات زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
 

من هنوز به یاد دارم که برای داشتنت، دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت …



 
 
جملات زیبا رویا ها
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٩
 

همه رویاهای ما می توانند محقق شوند. اگر ما شجاعت دنبال کردن آنها را داشته باشیم .......


 
 
جملات باحال و تاثیرگذار زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۸:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩
 

-آنچه را محکوم می کنی از دست می دهی و هر چه را باور کنی به دست می آوری

-هر وقت در سخت ترین شرایط زندگی گیر کردی فقط بگو:خدایا باید چه درسی از این وقایع بگیرم

-هر چه بیشتر تلاش کنی شانس بشتری برای موفقیت داری

-لطف خدابیشتر از جرم ماست


 
 
جملات زیبا و کوتاه درباره خدا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۸:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩
 

هر گاه خداوند بنده ابی را دوست بدارد .او را گرفتار مینماید و پس اگر برد باری پیشه کرد وی را بر میگزیند و اگر سپاس گذاری کرد وی را گلچین مینماید ...


 
 
جملات زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۸:۳۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩
 

یک کاغذ سفید را ، هرچقدر هم که سفید و تمیز باشه کسی قاب نمی گیره، برای ماندگاری باید حرفی برای گفتن داشت ...


 
 
جمله باحال
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩
 

یک افسانه قدیمی هست که میگه : زن رو به فرشته رحمت کرد و گفت: چرا باید دیه ما نصف مردها باشد؟

فرشته رحمت مهربانانه فرمود: اگر با کشتن، تو را از شوهرت بستانند، به او هشت میلیون می رسد، ولی اگر او را بکشند تو صاحب شانزده میلیون می شوی !!!

زن خوشحال شد وخندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر...


 
 
جملات زیبا دوستی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩
 

دوستی مدتش مهم نیست ، دوامش مهمه

دوری و نزدیکیش مهم نیست ، یادش مهمه


 
 
جملات زیبا سرنوشت
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩
 

کسی که از سرنوشت خود شکایت می کند از کوچکی و ناچیزی روح خود شکایت کرده است . . .


 
 
جملات زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩
 

همیشه به خاطر داشته باشید که دنیا هرگز مدیون شما نیست زیرا قبل از شما نیز وجود داشته است ...                  


 
 
جملات زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٤ بهمن ۱۳۸٩
 

روش جوک گفتن من این است که واقعیت را بگویم. واقعیت خندهدارترین لطیفه دنیا است.

تنها کسی که با من درست رفتار میکند خیاطم است که هر بار که مرا میبیند، اندازههای جدیدم را میگیرد؛ بقیه به همان اندازه قبلی چسبیدهاند و توقع دارند من خودم را با آنها جور کنم.

 عده کمی از مردم بیش از یک یا دو بار در سال فکر میکنند. من با یکی - دو بار فکر کردن در هفته برای خودم شهرتی دست و پا کردم !

مرد خردمند سعی میکند خودش را با دنیا سازگار کند و مرد نابخرد اصرار دارد که دنیا را با خودش سازگار کند. بنابراین کلیه پیشرفتها بستگی به تلاشهای مرد نابخرد دارد !

اگر وقت کافی باشد هر چیزی برای هر کسی دیر یا زود اتفاق میافتد.

در زندگی دو تراژدی وجود دارد: اینکه به آنچه قلبت میخواهد نرسی و اینکه برسی!

انسانهای خوشبین و بدبین هردو برای جامعه مفید هستند، خوشبین هواپیما را اختراع میکند و بدبین چتر نجات را!

وقتی چیزی خنده دار است با دقت در آن حقیقتی پنهان را جست و جو کنید!

       


 
 
جملات پر احساس و باحال
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩
 

هیچ کس نمیتونه به عقب برگرده و همه چیز را از نو شروع کنه ولی هر کسی میتونه از همین حالا عاقبت خوب و جدیدی را برای خودش رقم بزنه خداوند هیچ تضمین و قولی مبنی بر این که حتما روزهای ما بدون غم بگذره خنده باشه بدون هیچ غصه ای یا خورشید باشه بدون هیچ بارونی، نداده ،ولی یه قول رو به ما داده که اگه استقامت داشته باشیم در مقابل مشکلات، تحمل سختی ها رو برامون آسون میکنه و چراغ راهمون میشه..........


 
 
جملات کوتاه و نکته های امیدوار کننده
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩
 

 

راستی هیچ فکر کردی؛ وقتی مردم پشت سرت حرف میزنن چه مفهومی داره ؟ خیلی ساده است ! یعنی اینکه تو دو قدم از اونها جلوتری........

پس مشتاقانه به مسیرت در زندگی ادامه بده شاد باش و وجود نازنینت لبریز باشه از مهرو گرمای زندگی در این روزهای سرد زمستان ...


 
 
جملات زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٦:٢٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۳ بهمن ۱۳۸٩
 

«می‏گویند آن گاه که یوسف در زندان بود، مردی به او گفت: تو را دوست دارم.

 یوسف گفت: ای جوان‏مرد ! دوستی تو به چه کار من آید؟ از این دوستی مرا به بلا افکنی و خود نیز بلا بینی! پدرم یعقوب، مرا دوست داشت و بر سر این دوستی، او بینایی‏اش را از دست داد و من به چاه افتادم.

 زلیخا ادعای دوستی من کرد و به سرزنش مصریان دچار شد و من مدت‏ها زندانی شدم. اینک! تو تنها خدا را دوست داشته باش، تا نه بلا بینی و نه دردسر بیافرینی ».

منبع : http://choulab.persianblog.ir/


 
 
جملات زیب جبران خلیل جبران
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری .

جبران خلیل جبران


 
 
اس ام اس فلسفی, جملات کوتاه زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٩:۳۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

موفق کسی است که با لنگه کفشهایی که به سمتش پرتاب می شود مغازه کفش فروشی بزند ...


 
 
پیامک طنز و عاشقانه جدید پیامک طنز
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٩:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

شنیده بودم زیبارویان بى وفاویند... آخه زشت! تو دیگه چرا؟!


 
 
جملات زیبا برای دوست
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٩:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

از خدا میخواهم آنچه را که شایسته توست به تو بدهد ، نه آنجه که ارزو داری زیرا گاهی آرزو های تو کوچک و شایستگی تو بسیار؟


 
 
جملات زیبا موفقیت و شکست
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٩:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

به جای موفقیت در چیزی که از آن نفرت دارم، ترجیح می دهم در چیزی شکست بخورم که از آن لذت می برم ...


 
 
جملات زیبا خطا و اشتباه
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

خطاها همیشه در همسایگی حقیقت زندگی می کنندبه همین دلیل فریبمان می دهند اشتباهات انسان ، در ابتدا رهگذرند، سپس میهمان میشوند و بعد صاحبخانه


 
 
جملات زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

گاهی اوقات شاید تنها شادی زندگی ام این است که هیچ کس نمی داند تا چه حد غمگینم!


 
 
جملات امیدوار کننده
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

نیروی کسی که به چیزی معتقد است برابر است با نیروی 99 نفر که به آن علاقه مندند ...


 
 
جملات زیبا خوشبختی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

خوشبختی میتواند مجموعه ای از بدبختیهائی باشد که بر سرمان نیامده است


 
 
جملات زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

اگر خود را برای آینده آماده نسازید، بزودی متوجه خواهید شد که متعلق به گذشته هستید...


 
 
جملات زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

گوش دادن را بیاموز . گاهی اوقات فرصتها بسیار آهسته در می زنند.


 
 
جملات زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

امروز، اولین روز از بقیة عمر شماست...


 
 
جملات زیبا
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

گاهی برای رسیدن باید نرفت


 
 
پیامک طنز
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

می دونی شکست عشقی یعنی چی؟

یعنی بری پای تخته کنفرانس بدی، بعد بفهمی زیپ شلوارت باز بوده!


 
 
پیامک طنز
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩
 

تک زنگ چیست؟

با خبر شدن دو گدا از هم!


 
 
اس ام اس و پیامک نوزادی
نویسنده : گیله مرد - ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٢ بهمن ۱۳۸٩